
... و تو از امشب تا آخرین لحظه ی ابدیت با فرشته ها خواهی رقصید...در بهشت زیبا!
***
باور مرگش کاملا برابر بود با باور مرگ یک دوست چندین هزار ساله...اولین باری که دیدمش هرگز در خاطرم نیست و همین فراموشی بیانگر تاریخچه ای عظیمی ست که قدرت مرگ پایه های استوارش را لرزاند...
روزها و شب هایی که تمام دلخوشی های کودکانه ی من در حفظ شدن ترانه هایش و آموختن رقص های منحصر به فردش میگذشت...
هفته های بی ثبات نوجوانی و بازهم ترانه هایی که قبل از هر چیز آرامش را به من هدیه میکرد...
و سالهای بعد باز همان ترانه ها معدن سرشاری شدند از یک انرژی بی حد و حصر که کرختی و روزمرگی را از من دور میکرد...
به جرئت میگم که حتی یک هفته ی سیاه و سفید هم نشد که بدون آهنگاش و ویدئوهاش به اتمام برسه٬ همیشه در زندگی من حضور پر رنگ و عزیزی داشت و حالا...
این روزها من و تمام کسانی که موزیک را "درک" کرده اند عزادارند...عزادار برای مرگ یک کهکشان بی انتها از استعداد٬ عزادار برای از دست دادن یک اسطوره ی بی تکرار...عزادار برای مرگ خاطرات روزهای بی خیالی و شب هایی که تنها غصه ما در این خلاصه میشد که" اه ه ه امشب هم نشد مثل مایکل برقصم٬ ولی فردا دیگه حتما میشه!" و با لبخند چشم بر هم گذاشتن...

دلم میخواست عمرش خیلی طولانی تر از این حرفا باشه٬ دوست داشتم مثل مامانم که ابی و داریوش رو نشونم میده و میگه یادش به خیر جوون بود چه خاطراتی داشتیم٬ چه خوش تیپ بود و... ۲۰ سال بعد با موهای سپید ببینمش و به بچه ام بگم یادش به خیر چه دورانی باهاش داشتیم...این پیرمردی که میبینی تا همیشه ی دوران پادشاه پاپ خواهد بود! ولی حیف که این آرزو هم رفت کنار سایر آرمان های محال...
مایکل در تمام طول زندگیش چوب سادگی بیش از حدش رو خورد٬ هیچوقت نتونست دوست و دشمن رو از هم متمایز کنه٬ همه رو به چشم خوب مطلق دید و مدام صدمه خورد...حتی چهره اش رو هم به پای این سادگی باخت و به حرف هر دکتری که از گرد راه رسید اعتماد کرد...
باور نبودنش٬ ندیدنش٬ نخواندنش٬ نرقصیدنش و...برام مثل کابوسه! هیچ جوری نمیتونم باور کنم که دیگه بین ما نیست و هر چند وقت یک بار خبر کوچکی ازش منتشر نخواهد شد. چه فلسفه ی بی رحمی داره مرگ...!
کماکان با آهنگ هایش زندگی خواهم کرد و یقین دارم چندین نسل بعد از ما هم او را خواهند ستود...
هر وقت با خدا حرف بزنم قطعا ازش میخوام لحظات قشنگی رو در دنیای بهتر براش بسازه همونطور که خودش در این دنیا سالهای رویایی رو برای ما ساخت.
بهشت خوش بگذره مایک...ولی Gone Too Soon !
***

Like A Comet
Blazing 'Cross The Evening Sky
Gone Too Soon
Like A Rainbow
Fading In The Twinkling Of An Eye
Gone Too Soon
Shiny And Sparkly
And Splendidly Bright
Here One Day
Gone One Night
Like The Loss Of Sunlight
On A Cloudy Afternoon
Gone Too Soon
Like A Castle
Built Upon A Sandy Beach
Gone Too Soon
Like A Perfect Flower
That Is Just Beyond Your Reach
Gone Too Soon
Born To Amuse, To Inspire, To Delight
Here One Day
Gone One Night
Like A Sunset
Dying With The Rising Of The Moon
Gone Too Soon
Gone Too Soon