تبليغاتX
کاش یکی بود یکی نبود اول قصه ها نبود

شب از مهتاب سر میره ٬تمام ماه تو آبه 

شبیه عکس یک رویاست ٬تو خوابیدی جهان خوابه 

زمین دور تو میگرده زمان دست تو افتاده 

تماشا کن سکوتت رو عجب عمقی به شب داده 

تو خواب انگار  طرحی از گل و مهتاب و لبخندی 

شب از جایی شروع میشه که تو چشماتو میبندی 

تو را آغوش میگیرم تنم سر ریز رویا شه 

جهان قد یه لالایی توی آغوش من جا شه 

تو را آغوش میگیرم هوا تاریک تر میشه 

خدا از دستهای تو به من نزدیک تر میشه 

زمین دور تو میگرده ٬زمان دست تو افتاده

تماشا کن سکوتت رو٬ عجب عمقی به شب داده 

تمام خونه پر میشه از این تصویر رویایی 

تماشا کن تماشا کن ٬چه بیرحمانه زیبایی

تصویر رویا - ایرج جنتی عطایی- داریوش- آلبوم معجزه خاموش

***

کاش میشد تمام گفتنی ها را گفت!

+ نوشته شده در  جمعه 25 بهمن1387ساعت   توسط PaaRmiDa 

با توام ای همه میراث دلیران! با تو ‏
با توام تازه‌هوای تن بی‌جان! با تو ‏
با توام کامدنت هم شده حسرت... تردید
با توام «خاتم انگشتر ایران»! با تو ‏

تو که سیماگر آزادی و ایمان بودی
مطلع شور و غزل‌خوانی باران بودی
تو که با ياد علی یا مددی می‌گفتی ‏
تو که یادآور ایثار شهیدان بودی ‏

لحظه‌ای گوش بده ‏

تو بتاب آینه‌کردار و به میدان برگرد ‏
دل به دریا بزن این بار و به میدان برگرد ‏
همچو دریا که زند موج پی موج دگر ‏
موج سوم شو و سالار به میدان برگرد ‏

لحظه‌ای گوش بده ‏

ما به شولای سپید تو ارادت داریم ‏
ما به خرداد پر از حادثه عادت داریم ‏
تو به پا خیز! همه یار دبستانی تو ‏
كه اگر بازآیی
بودنت را همه این بار غنیمت داریم

***

انصافت کجاست ای همه خوبی؟ تمام کن اینهمه تردید را٬ تمام کن این دلهره های هر روزه را٬ تمامش کن...تو فقط بیا بقیه اش با ما!

 

+ نوشته شده در  یکشنبه 13 بهمن1387ساعت   توسط PaaRmiDa 

چه قدر زود تمام شدی عزیز!

و این هنوز هم اشتباه کودکانه ی من است که میان گذشته هایم پرسه میزنم و اکنون را باور نمیکنم.

هنوز هم وقتی میشنوم:

چاره ای جز این ندارم آخه خون شدی تو رگ هام٬ می میرم اگه نباشی بی تو من بدجوری تنهام!

یادت میفتم! ولی دیگه اشکی نیست که رو گونه هام بچکه و چند دقیقه ی بعد طعم شور ترانه رو حس کنم٬ برای من فقط یک لبخند تلخ باقی مونده که به گذشته های شیرینم میزنم. همین!

۷ بهمن مقدس ترین روز خدا برای من بود٬ ۱۰ سال تمام این قداست رو حفظ کردم٬ از روزگاری که عشق رو نمی شناختم تا بعدهایی که درگیر طوفانش شدم و حالائی که ظاهرا در کنار ساحل آرامش زانو زدم. 

 ۱۰ سال کم نیست! ۱۰ بار ۷ بهمن رو حس کردم٬ هر بار با ورژنی متفاوت...یک بار همراه با یک آسمان عشق...یک بار با یک دریا اشک...یک بار با یک جهان تنهایی...یک بار با مردابی از شک و تردید...و حالا هم با یک کهکشان پشیمانی و اندوه و افسوس و هر فعل منفی دیگری که در بین واژگان یافت میشه.

ولی ببین! دروغ چرا!

هنوز برام همونی همون نفس تو سینه!

تولدت مبارک عزیزترین خاطره و پر خاطره ترین عزیزم!

قراره یه روز دوباره خوب شی٬ همونی بشی که میخوام٬ دلم روشنه که میشی...هر چند دیر!

***

کاری که تو با قلبم کردی

هيچ صهيونيستی

با کودکان فلسطين نکرد!

***

 

+ نوشته شده در  دوشنبه 7 بهمن1387ساعت   توسط PaaRmiDa 

شنبه ها، مي گويي دوستم داري.
يک شنبه ها، تهمت مي زني.
دوشنبه ها،قهر مي کني.
سه شنبه ها،فکر مي کني.
چهارشنبه ها، مي فهمي.
پنج شنبه ها،مي بخشمت.
جمعه ها،فراموش مي کنم.
...
اين برنامه هر هفته کلاس عشق ماست!!!

 

+ نوشته شده در  سه شنبه 1 بهمن1387ساعت   توسط PaaRmiDa 

 

درست يک روز است که يکديگر را ترک کرده ايم ولي بي تو لحظه هاآن قدر دیر میگذرد که ميخواهم فردا....

سالگرد جدايي مان را جشن بگيرم!

 قلبي داري به وسعت هفت دريا

و بي نهايتي آسمان ها.

بايد منطقي باشم.

حق داري  اگر دلت برايم...تنگ نمي شود!

خيلي ها معناي اميد را از زمين هاي خاکي ناکجاآباد آموختند.

چشم به آسمان ندوز

قرار نيست اتفاق هاي بزرگ...

 هميشه از آنجا شروع شود!

+ نوشته شده در  سه شنبه 1 بهمن1387ساعت   توسط PaaRmiDa