

شب رفتنت که رفتی یه بغضی توی صدات بود
رفتی و منو ندیدی چشمی که توی نگات بود
شب رفتنت قناری یه گوشه کز کرد و نالید
ابرای غمگین نیلی واسه رفتن تو بارید
شب رفتنت سفرها همشون شدن یه جاده
جاده غربت سردی که مسافر توش زیاده
شاعرا بعضی روزا تو خوندنت شک میکنن
اسمتو توی صف مسافرا حک میکنن
شب رفتنت یه عاشق زیر بار تنهایی مرد
تنهایی مث یه کابوس اونو از تو رویا ها برد
شب سخت رفتن تو نتای ترانه کم شد
تو شب تنهایی من ستاره زود رفت و گم شد
شب تلخ رفتن تو یه نفر یه گوشه بغض کرد
با چشای خیسش اما رفتن تو رو نگاه کرد
کوچه وقتی که تو رفتی بوی بی وفایی میداد
اما خوش خیال بود میگفت مسافر یه روزی میاد
یاد حرفات کرده بودم یاد تنها یادگارت
اونی که واسم عزیز بود آره اون تنها نوارت
شب رفتنت چشامو سپردم به دست چشمات
تا که از دستت نیفتم له نشم من زیر پاهات
شبی که میرفتی قلبم یه گوشه بی صدا لرزید
اولین باری میبود که از مسافرا میترسید
شعر من از رفتن تو یه جاهای کم میاره
میتونه یادش بیاره ولی خوب زبون نداره
چشم به راه تو میمونم با چشای خیس خیسم
پشت شیشه های ابری از مسافر مینویسم
۷ سال پیش همین موقع ها بود...درگیر استرس های مدرسه ای بودم و دلهره ی تجدید هایی که از دوران راهنمایی برام به جا مونده بود٬ تردید بین رفتن به دبیرستان یا رفتن به هنرستان موسیقی...اون روزها یه دفترچه خاطرات رفیق تنهایی هام بود و توش همه چیو مینوشتم.از احساسات زودگذر و دیرگذری! که درگیرش میشدم تا تصمیم ها و تردید ها و...در کناراون دفتر خاطرات (که چند سال بعد به زباله دونی تبعید شد!) یه آلبوم عکس داشتم که برام کلی ارزش داشت٬ عکس های هنرمندانی که دوستشون داشتم رو از روزنامه ها جدا میکردم و میچسبوندم تو اون دفتر به اصطلاح آلبوم! و جزو افتخاراتم بود که آلبوم عکسی به اون تکمیلی داشتم...تو اثاث کشی شهر به شهری که داشتیم اون دفتر گم شد و منم نا امید از دوباره دیدنش اما...همین چند روز پیش بر حسب یک اتفاق ساده اون دفتر پیدا شد و من تمام گذشته های دوست داشتنیمو دوباره جلو چشمم دیدم. همه ی اون روزهایی که بدو بدو تو سرما و گرما میرفتم روزنامه فروشی و یه جین روزنامه و هفته نامه میاوردم خونه و عکساشو جدا میکردم...بوی چسب اوهو...ترانه ی دل من سیاس ولی آبی رو خیلی دوس داره! که همیشه موقع عکس چسبوندن ها گوش میدادم و خیلی خاطرات دیگه همش برام مرور شد...
از اون دفترچه رویایی چندتا عکس گرفتم٬ فکر کردم شاید دیدنش برای شماها هم جالب باشه...ضمن اینکه دیدن هنرمندای دوست داشتنی من اونم در ۷ سال پیش خالی از لطف نیس!
یادش به خیر اون موقع هدیه تهرانی سوپراستار بی بروبرگرد سینما بود...تازه هم با گلزار دوس شده بود

شهریور ۸۰ تمام روزنامه ها پر بود از تبلیغات فیلم پرپرواز...۸ شهریور هم فیلم اکران شد و من دقیقا اولین روز اکران رفتم سینما صحرا...یادش به خیر

اینم بهرام رادانه اون قدیما که هیچکی اعتناش نمیکرد و همه یه جوری سعی میکردن از میدون به درش کنن٬ اون موقع سیمرغ رو به خوابش هم نمیدید

یادش به خیر اون موقع خاتمی دوباره تو انتخابات ریاست جمهوری رای آورده بود٬ شادمهرم یه مصاحبه کرده بود و از دولت اصلاحات خواسته بود به آدم و حواش مجوز بدن ولی....

چون اون موقع بزرگترین و اساسی ترین عشق من شادمهر بود طبیعتا بیشتر عکس ها هم مربوط به اون میشد دیگه... شعر ابتدا هم از وبلاگ یکی از طرفدارای شادمهر بود
پ.ن: اگه یه کوچولو دقت کنین دست خط دوران راهنمایی منو هم میتونین ببینین


آبجی طهورا ما رو به یه بازی وبلاگی دعوتیده که معلوم نیس ریشه اش از کجا اومده یحتمل از خودش درآورده ولی حالا ما به روش نمیاریم و یه احترام موی سفیدش تو این بازی شرکت میکنیم
۵ بازیگر زن مورد علاقه ام:
قبلا هم گفتم که از ۹۹٪ بازیگرای زن بدم میاد ولی اگه بخوام خیلی به خودم فشار بیارم این ۵ تا میشه:
۱) هدیه تهرانی ( که البته هدیه رو از دوران نوجوونی دوست داشتم و جزو الگوهام بوده)
۲) عاطفه نوری ( خیلی دوست داشتنیه بازیشو هم خیلی دوس دارم)

۳) شراره رخام ( از استایل و کلاسش خوشم میاد)

۴) شیوا خنیاگر ( خیلی دوس دارم تو میانسالی اون تیپی ها بشم...) واسه اونایی که نمیشناسن در حال حاضر نقش پری دوست ساناز رو در مرگ تدریجی یک رویا داره.
۵) بهناز جعفری

۵ بازیگر مرد مورد علاقه ام:
۱) آتیلا پسیانی
۲) حامد کمیلی
( لطفا بی خیال بازیش تو خط شکن بشین٬ اصلا ندیده بگیرین این کارشو چون اینجور که من شنیدم این سریال همه چیش در طول ساخت به مشکل برخورده پس طبیعیه که بازی حامد و کلیت کار اینجوری نافرم بشه...به خاطرات بازی های خوب گذشته اش فکر کنین و البته نقش های درست درمونی که داره تو سینما بازی میکنه
)

۳) رضا داوود نژاد (عجیب من این تپل رو دوسش دارم
)
۴) شهرام حقیقت دوست (که البته خیلی کم کار شده ولی گویا تو سریال مختار نامه نقش یزید رو قراره بازی کنه
)

۵)شهاب حسینی
**********
پ.ن: کلی فسفر سوزوندم تا اینا رو گفتم چون میخواستم با اون چیزایی که قبلا تو بازی های پیش گفته بودم فرق داشته باشه!
بازیگرای نوجوونی که دوستشون دارم هم عبارتند از:
۱) ارسلان قاسمی (متحیرم این بزرگ شه چی میشه
)
۲) ترلان پروانه ( خیلی ناناسه بازیش هم خیلی قشنگ و حرفه ایه
)
۳) علی شادمان
این عکس علی سایزش خیلی زیاد بود دیگه مجبور شدم لینک بذارم
***********
۵ فیلم مورد علاقه ام:
۱) گیلانه ( همیشه به طرز عجیبی غرق این فیلم میشم!)

۲) شمعی در باد
۳) هامون
۴) نقاب

۵) میم مثل مادر
پ.ن: همه ی این فیلم ها رو بالای ۵۰ بار دیدم
سریال مورد علاقه:
طهورا خودش یک سریال رو گفته و فکر میکنم قاعده اش اینجوریه که فقط یکی رو باید بگیم چون قراره در آینده یه بازی دیگه هم راه بندازیم و اونجا هم سریال ها جزو ارکان مهم هستن پس منم اینجا یه سریال رو گلچین میکنم...
"به دنیا بگویید بایستد"
بی نهایت این سریال رو دوست داشتم و جزو معدود کارهایی بود که شدیدا باهاش رابطه احساسی برقرار کرده بودم٬ با خنده ی بازیگرانش میخندیدم و با گریه هاشون اشک میریختم٬ عاااااااشق شخصیت اعلا رحمتی بودم. تقریبا شبیه همون مرد ایده آلیه که همیشه از نظر اخلاقی و رفتاری تو ذهنم مجسم میکنم...باصداقت٬ مهربون٬ بی شیله پیله٬ با مرام و معرفت و...تا چند روز دیگه ام مجموعه CD های سریال به دستم میرسه
.jpg)
به دنیا بگویید بایستد...
به دنیا بگویید بایستد،بگویید هنوز برای نگرانی هایم وقتی لازم است
بگویید،هنوز برای بلعیده شدن در آینده اش زود است
بگویید هنوز برای فهمیدن نگرانی هایش زود است
بگویید بایستد،بگویید هنوز برا آینده شدنش می ترسم،ترس دارم
بگویید هنوز برای تکرار گذشته اش وقت کم دارم
بگویید بایستد...بگویید کمی بایستد،تا ایستگاه آینده اش
بگویید هنوز مسافرش برای آمدن به آینده اش آماده نشده است
بگویید...
بگوید هنوز در کنار من جای خالی مسافرش پیداست...
بگویید بایستد،هنوز جای خالی انسانی برای آینده پیداست...
به دنیا بگویید،همهء این دل نگرانی ها،دل گرفتگی ها،دل تنگی ها را
به دنیا بگویید بایستد...


پس از صدور رواديد همسر افشين قطبي، بانو يوروم، ظهر امروز با استقبال قطبي و مسئولان باشگاه وارد ايران شد.

به نظر ميرسد با حضور بانو يورم در ايران، ديگر سرمربي به امارات سفر نخواهد كرد.
مسئولان باشگاه پرسپوليس قرار است در چند روز آينده منزلي براي قطبي فراهم كنند!
پ.ن: لغت بدون شرح اینجور وقتا به درد میخوره!


حرف های اضافه:
۱) تو این هفته که سپری شد شایعه توقیف همشهری جوان بدترین خبر ممکن بود تصور شنبه های خالی از همشهری جوان واقعا برام سخت بود تا اینکه فرید حداد عادل (پسر رییس مجلس سابق و مدیرمسئول همشهری جوان) گفت که او هم فقط شایعه توقیف رو شنیده و هیچ مدرک مستندی به دستش نرسیده٬ بنابراین تا رسیدن ابلاغیه رسمی همشهری منتشر میشه!

۲) در مورد مستند مردان پرسپولیسم که همه ی گفتنی ها رو گفتیم...فکر کنم خود سازنده ی این مستند هم به اندازه ما موشکافی نکرده باشه ساخته اشو
یک مجموعه کامل و زیبا از فراز و نشیب های یک فصل رویایی و البته دیدن تصاویر حاشیه ای که خیلی آرزوش رو داشتیم مردان پرسپولیس رو تبدیل به موفق ترین مستند ورزشی ایران کرد...تبریک به مهدی زریباف و دیگر سازندگانش.

۳) یه سری عکس از مردان پرسپولیس تهیه کردم...خودم با همین دستای خودم
سری اولشو الان گذاشتم و سری بعد هم ایشالا تو آپ بعدی...واسه دیدنشون هم کلیک رنجه میکنین تو ادامه مطلب
۴) آهنگ جدید ساسی مانکن و حسین مخته به اسم "رد تماس"...من که خوشم نیومد اصلا
۵) چند روز پیش وقتی یکی از دوستام گفت یه عکس دیده که گلشیفته و دی کاپریو باهم هستن کلی بهش خندیدم...چون هر چه قدر به ذهنم فشار میاوردم اصلا تصور همچین چیزی هم به نظرم محال میومد تااینکه کم کم خبرش هم تو نت پخش شد و مشخص شد گلشیفته چند ماه پیش در سفری که به آمریکا داشته در فیلم جدید ریدلی اسکاتBODY OF LIES بازی کرده در کنار بازیگرانی مثل لئو دی کاپریو و راسل کرو!

تیزر فیلم که چیز خاصی رو نشون نمیداد اما همون یک صحنه که گلشیفته بدون حجاب بود کفایت میکرد برای مشکلاتی که الان براش به وجود اومده...گویا سه شنبه وقتی گلی میخواسته بره خارج از کشور مسئولین فرودگاه مانعش شدن و یه جورایی ممنوع الخروج شده٬ شایعه توقیف دو فیلمی که در حال حاضر گلشیفته رو اکران داره هم به گوش میرسه. باید دید برخورد های بعدی چه جوریاس
لینک یوتیوبش دم دستم نبود میتونین از Yahoo Movies تیزرش رو ببینین.
۶) من آه میکشم
به هزاران روز و شب برنگشته
و فریادی از تلخ و شیرین های گذشته
به ایامی با یاس و امید
به روزگاران به ظاهر سپید
به زشتی ها به زیبایی ها
به سفیدی ها و سیاهی ها
به ارابه ای که گذر میکند از زمان
به روزهایی که ندارد نام و نشان!


