
پرسپولیس قهرمان شد....
به همون باشکوهی که همه مون دیدیم...
دیروز یکی از بهترین روزهای خدا بود برای من...روزی که نمیدونم چه جوری ولی واقعا حضور خدا رو به عینه احساس کردم...
دیروز دقیقه ۹۵ بازی در اوج نا امیدی و در حالیکه به شدت دلم برای تلاش های بی دریغ افشین قطبی میسوخت چشمام رو بستم و برای یک لحظه ی کوتاه عمیقا خدا رو از ته دلم صدا کردم...دقیق یادم نیس چی گفتم ولی ازش خواستم خودش رو با یک معجزه به من نشون بده...
چشمام رو که باز کردم توپ زیر پای کریم باقری بود...سانتر...ضربه سر سپهر...گل...قهرمانی...
و من مات و مبهوت از همه ی آن چه که در اون چند لحظه اتفاق افتاد...
دیروز روز بزرگی برای من بود...روزی که نمیتونم توصیفش کنم ولی بسیار تاثیر گذار بود...
دیروز باز هم فهمیدیم که فوتبال ۹۰ دقیقه اس (البته این یکی ۹۷ دقیقه بود...حالا ۷ دقیقه وقت اضافه داشت یا نه اون یه بحث دیگه اس ولی کلا سعید مظفری زاده بسیار باحال تشریف داره
)
دیروز باز هم باورمون شد که میشه در اوج نا امیدی و درست تو همون لحظه که داری SMS های غمبار و سرشار از همدردی رو برای دوستات مینویسی همه چی عوض بشه و جاش رو به یک شادی غیر قابل وصفی بده که فقط اونایی که عشق فوتبال دارن میتونن درکش کنن
دیروز بهترین روز خدا بود...۲۸ اردیبهشت ماندگاری در تقویم های دلمون

ديدار امروز مانند يك بازي شطرنج بود و صبر كرده و عجله نكردم. موقعيتهاي زيادي براي گلزني داشتيم، ضمن آنكه محسن خليلي ميتوانست بازي را در نيمه اول دو بر صفر به سود ما كند. داور نيز يك پنالتي را روي حسين كعبي نگرفت.
سپاهان روي ضد حملات خطرناك بود؛ اما در نهايت اين تيم ما بود كه قهرمان شد. اين بازي مانند فينال سال 1999 ليگ قهرمانان اروپا بود كه بين دو تيم منچستر يونايتد و بايرن مونيخ برگزار شد. در آن ديدار نيز منچستر در لحظات آخر بايرن را شكست داد و قهرمان شد. امروز نيز ما مانند منچستر قهرمان شديم.
از مسئولان پرسپوليس تشكر ميكنم كه مرا فراموش نكردند و اين برد را به پدر، مادر و همسرم تقديم ميكنم. اين قهرماني هديهاي بود به جامعه فوتبال ايران...
تمام لحظه های رویایی دیروز رو فقط به یک چیز فکر میکردم...زحمات افشین قطبی هدر نرفت...خودمونیم خیلی سختی کشید خیلی اذیتش کردن خیلی سعی کردن تو کارش بزارن خیلی براش انرژی منفی فرستادن اما اون ایستاد و مردونه جنگید و به همون هدفی رسید که ۱۰ ماه پیش وقتی بعد از ۳۰ سال پاشو به کشورش گذاشت برای خودش مشخص کرد...قهرمانی پرسپولیس...
نمیدونم چرا اینقدر بی اندازه این بشر رو دوست دارم...هر چند اون جمله ی آخر مصاحبه اش باز اعصابم رو ریخت به هم
(حالا اونم چه همسری....عکس های پایین رو ببینین و به این فکر کنین که ما ایرانیا یه واژه ای داریم به نام حیف...و چه قدر این حیف معنی پیدا میکنه وقتی عکس های افشین رو با همسرش میبینیم
)

مرسی از ساتیار امامی عزیز
(ساتیار محبوب ترین عکاس منه...عاشق زاویه های دیدش هستم و حیف که دیگه در خبرگزاری فارس فعال نیست...عکس هایی که برای فارس میگرفت واقعا بی نظیر بودند)





بله...اینم از این...راستی این تابلوی کج و کوله ای که سمت راست میبینین و مثلا افشینه به قیمت ۲۰۰۰ یورو به یکی از هواداران پرسپولیس فروخته شده...

عکس ها همیشه بهترین وسیله هستن برای زنده نگه داشتن خاطره ها...تا اونجایی که تونستم گزارش های تصویری از بازی دیروز رو از سایت های مختلف گردآوری کردم اینجا...اگه تونستین همشون رو Save کنین و یک آلبوم به یاد موندنی از قهرمانی پرسپولیس برای خودتون بسازین
حاشیه بازی پرسپولیس _خبرگزاری فارس
دیدار سپاهان _پرسپولیس _ خبرگزاری ایسنا
جشن قهرمان پرسپولیس _ خبرگزاری ایرنا
حاشیه های قهرمانی _ خبرگزاری ایرنا
اینم ویدئویی از جشن ها و بزن برقص های طرفدارای پرسپولیس تو خیابون های تهرون
چند خبر حاشیه ای: اول اینکه هوادارای سپاهان زدن شیشه های ماشین سعید مظفری زاده یا همون سعید فشفشه ی خودمون رو شکستن...خب حالا درسته که بازی ۷ دقیقه وقت تلف شده نداشت ولی خب اشتباهه دیگه پیش میاد...دلیل نمیشه اینجوری کنن که...واقعا مایه ننگ اصفهان هستن
خبر بعدی هم اینکه یکی از طرفدارای سپاهان سکته مغزی کرده...چند نفر از طرفدارای پرسپولیسم از خوشی پس افتاده بودن کنار زمین...واقعا دیروز با تمام وجود میشد معنی کلمه ی هیجان و استرس رو لمس کرد (خدا رحم کرد جون سالم به در بردیم
)
افشین قطبی هم گفته فعلا در مورد ادامه حضورش در پرسپولیس نظری نداره بیشتر دوس داره از این روزهای شاد و دلنشین لذت ببره (باز خوبه موکول نکرده به آخر فصل
)
بعدشم مثل اینکه برای دیدن بازی فینال لیگ قهرمانان باشگاهای اروپا قراره بره روسیه...خوش بگذره

افشين قطبي، او ناگهان از كجا پيدايش شد؟ از كجا كه مثل بهمني مهيب ناگهان روي سر اين فوتبال بيقهرمان آوار شد و همهجا را سپيد كرد؟ او، كمكمربي كمحرف و مودب تيم ملي كره كه تابستان گذشته با عنوان سرمربي تيم پرسپوليس وارد ايران شد و تصاويرش با مادر، در حاليكه بوسهاي عميق پيشانياش را نوازش ميداد، روزنامهها را تسخير كرد. كسي كه به محض ورود به ايران، با اتهام نفر دو، آناليزور، مربي زنان، تكنيسين، و... مواجه شد، اما افشين اولين شانس بزرگ زندگي خود را با تمام وجود نگه داشت و حتي در سختترين شرايط از رو نرفت. كسي كه بغضش بعد از ورود به ايران و ديدن مادر، اولين بازي در ورزشگاه آزادي تركيد و اشكش در روزي كه دستيار دومش با بدترين الفاظ خطابش كرد، در آمد. دو موقعيتي كه همواره با او بود. مردم دوستش داشتند و نزديكان و اطرافيان، سعي به راندنش داشتند. چه كسي است كه نداند كه حتي حامي اصلي او در بعدازظهري كه به داربي ميرسيد، در يك جمع مديريتي پيشنهاد داد بركنارش كنند. فشين قطبي، همان مربي سادهدلي است كه بعد از اعلام نامش بهعنوان سرمربي تيم ملي در شيراز دور افتخار زد و ريشخند اطرافيان را باعث شد. همان كسي كه ماهها از خود سوال ميكرد چگونه پست موردعلاقهاش، سرمربيگري تيم ملي به ديگري رسيد. دوران 9 ماهه زندگي او در ايران، سرشار از آموزهها و حكايتهاست. او تلاش كرد، صبر كرد، عصباني شد، گريست، مرد، زنده شد، اما افشين قطبي ماند. همان مرد خندهروي روز اول كه وعده قهرماني با حداكثر امتيازات را داد. همان كسي كه بعد از بازي درخشان مقابل صباباتري، به همه يادآوري كرد پرسپوليس قبلا قهرمان ليگ شده و تنها با خطاي مديريت براي كسب مجدد اين عنوان مجبور به بازي مقابل سپاهان است.بدون شك در روزهايي از سال ايمانمان را به او از دست داديم. بهخصوص، روزهاي شكست مقابل استقلالاهواز و بعد از آن تساوي نهچندان جالب مقابل مس. لحظاتي كه بهنظر ميرسيد پايان افشين قطبي و پروژه قهرماني او فرا رسيده. اما قطبي در پايان يك جمعه غمگين، تصميم به بازگشت گرفت و براي اولينبار رداي يك مربي مقتدر را برتن كرد. وقتي اولين پيروزي در غياب ستارههاي پيزوري پرسپوليس كه از روي سكوها حسرت بازي را ميكشيدند، بهدست آمد، ديگر مشخص بود پرسپوليس به جاده قهرماني بازگشته. آنها از خستگي و اشتباهات سپاهان استفاده كردند و در آخرين لحظه ضربه نهايي را فرود آوردند. شايد خدا ميخواست قهرماني چنين دراماتيك و خاطرهانگيز شود تا تب قطبي در ايران به حداكثر خود برسد. ديروز وكيلي از همدان تماس گرفته و از اين بابت كه استقلال مربياي مثل قطبي ندارد، احساس ناراحتي ميكرد. او يك استقلالي دوآتشه بود كه حالا مثل خيلي از ما طرفدار جذابيت، ادب، دانش و همهچيز سرمربي پرسپوليس شده بود. كسي كه يك فصل كامل سمبل اميد ماند. باور كنيد كار راحتي نبود. بهخصوص در باشگاهي كه ستارهاش دو روز قبل از آخرين بازي در سفرهخانهاي در خيابان كريمخان قليان ميكشد. تيمي كه اگر بخواهيم واقعا از ماجراهاي ميان سرمربي و دستيار اول بنويسيم، چيزي جز تلخي باقي نخواهد ماند. لحظه اما لحظه جشن است. اجازه بدهيد از پيروزي افشين قطبي خوشحال باشيم. مردي كه ناگهان تجسم آرزوهاي ما در زمين فوتبال شد. مردي كه خنديد و اميدوار ماند. همو كه هنوز نميدانيم چطور قسمت فوتبال ما شد.

طبي بعد از پيروزي تيمش در آخرين لحظات مقابل سپاهان و در حاليكه سر از پا نميشناخت، گفت: «اين يك روز استثنايي بود. پيروزي در دقايقي كه همهچيز را عوض ميكند.» قطبي ميگويد: «اين روياييترين روز زندگيام بود و به قولي كه داده بودم، وفا كردم.»سرمربي پرسپوليس از فشار دقايق پاياني حرف زد و گفت: «تا آخرين ثانيه اميدوار بودم چون ميدانستم اتفاقي عجيب خواهد افتاد، اما در آن لحظات فشار سنگيني را احساس ميكردم، حتي تا مرز سكته كردن رفتم، درست مثل خوردبين و كاشاني اما چون جوانتر بودم، جان سالم بهدر بردم.» افشين قطبي تيمش را مستحق قهرماني دانست و از تلاش تمام بازيكنان ستايش كرد، سرمربي پرسپوليس ميگويد: «هيچ تيمي بهغير از پرسپوليس لياقت قهرماني نداشت، بازيكنان من مثل يك شير گرسنه براي پيروزي لحظه حمله كردند و بالاخره اراده آنها و البته آنچه تماشاگران ميخواستند باعث شد اين جام بالاي سر ما برود.» قطبي يكبار ديگر از تلاشهاي استيلي تشكر كرد و گفت: «باز هم دوست دارم از حميد بگويم، اگر استيلي نبود، اين موفقيت را بهدست نميآوردم، او به همراه ساير اعضاي كادرفني تلاش بسيار زيادي در طول فصل كردند.»
قطبي ميگويد: «اين قهرماني يعني قهرماني قلب شير و من آن را هر روز ستايش ميكنم.»
اما سرمربي محبوب پرسپوليس درباره آيندهاش حرف نزد: «فعلا احساساتي هستم و شايد هر حرفي بزنم درست نباشد.» قطبي در جواب سوالات بيشمار خبرنگاران مبني بر اينكه آيا در پرسپوليس ميماند يا نه گفت: «از جامجهاني 2002 تا حالا استراحت نكردهام. بعد از جامملتها خيلي زود چمدانم را جمع كردم و به ايران آمدم و احساس ميكنم حالا احتياج به استراحت دادم.» قطبي ميگويد: «بعد از كمي استراحت ميتوانم سه هفته ديگر در مورد ماندن يا نماندم حرف بزنم، اما در حالحاضر بايد جشن بگيريم و از قهرماني اين تيم شير خوشحالي كنيم.»




Seems like it was yesterday when I saw your face
انگار همین دیروز بود که چهرت رو دیدم
به من گفتی که چقدر شجاع بودی ولی من بی تفاوت بودم
اگه اون موقع چیزهایی که الان میدونم رو می دونستم
......
تو رو در آغوش می گرفتم
I would take the pain away
تمام دردهات رو از بین می بردم
بخاطر تمام کارهایی که برام کردی، از تو تشکر می کردم
تمام اشتباهاتت رو فراموش می کردم
چیزی نبود که انجام ندم
تا صدات رو دوباره بشنوم
گاهی اوقات می خوام با تو تماس بگیرم
but I know you won't be there
اما میدونم که اونجا نخواهی بود
بخاطر سرکوفت زدنهام از تو معذرت میخوام
for everything I just couldn't do
برای تمام کارهایی که اون موقع نمی تونستم برات انجام بدم
و با آزار دادن تو خودم رو آزار دادم
بعضی روزها احساس می کنم که از درون شکسته شدم اما نمیخوام زیر بار برم
بعضی لحظه ها هست که می خوام مخفی بشم، چون این تو هستی که گم کردم
it comes to this
Would you tell me I was wrong?
میشه بهم بگی که اشتباه کردم؟
Would you help me understand?
میشه کمکم کنی که بفهمم؟
الان داری تحقیر آمیز به من نگاه می کنی؟
یا داری به وجود من افتخار می کنی؟
کاری نبود که برات انجام ندم
تا فقط می تونستم 1 روز دیگه با تو باشم
To look into your eyes and see you looking back
بخاطر سرکوفت زدنهام از تو معذرت میخوام
for everything I just couldn't do
برای تمام کارهایی که اون موقع نمی تونستم برات انجام بدم
و من خودم رو آزار دادم
اگه می تونستم فقط 1 روز دیگه پیشت باشم
I would tell you how much that
I've missed you since you've been away
Oh, it's dangerous
It's so out of line to try to turn back time
خیلی احمقانست که بخوام زمان رو برگردونم
بخاطر سرکوفت زدنهام از تو معذرت میخوام
for everything I just couldn't do
برای تمام کارهایی که اون موقع نمی تونستم برات انجام بدم
و با آزار دادن تو خودم رو آزار دادم

چه قدر این شعر و آهنگ دوست داشتنی و عمیقه...داستان ناتوانی همه ی ما در برابر کسانی که حقی بر گردنمون دارن و ما یا نمیتونیم که جبران کنیم یا میتونستیم و "نخواستیم"!
قدرت صدای کریستینا واقعا تو این آهنگ هر شنونده ای رو جادو میکنه...اگر این آهنگ توسط خواننده ی دیگه ای خونده میشد قطعا اینقدر به یاد موندنی و جذاب نمیشد
خواستم لینک دانلود آهنگش رو بذارم پیدا نکردم راستش...به خاطر همین لینک دانلود ویدئوش رو میذارم تونستین ۱ ساعت و ربع وقت بذارین و دانلود کنین ارزش دیدنش رو داره



سلام اي دوست اي صميمي اي هموطن
انسان با همه خوبي ها و بديهايي كه بدست آورده در نهايت همه را گذاشته و سفري ديگر را آغاز ميكند.به تاريخ بنگريد , همه آدمها چه خوب چه بد آمده اند و رفته اند چه آدم مشهور چه كارگر ساده در اين بين مهم خوش نقشي در صحنه خداوند است كه ما نيز از اين حيث مستثني نيستيم. در اين روزها شاهد اتفاقاتي هستيم كه به نادرست و به ناحق شرايطي سخت براي اينجانب و همراهانم ايجاد کرده است كه دليلي جز كينه جويي از براي شهرتي كاذب ندارد و مشكلاتي كه سر راهمان ايجاد كرده اند فقط براي مطرح كردن نام خود ميباشد.قطعاتي را كه از من به تاراج برده اند و با نام خود با همراهي صداي من ايجاد كرده اند كاري جز سرقت و خيانت در امانت نبوده است و كساني كه مسبب اين كار هستند بدون هيچ شكي خود نيز آگاهي كامل دارند همانند كارهايي كه اخيرأ توسط اشخاصي به اسم همخوان با من منتشر شده است كه در خاطر من هيچگونه همخواني و يا رابطه اي با اين افراد چه از نزديك و چه از دور نبوده و نيست.ساده مي گويم زحمات تيم دو الي سه نفره ما را كه در اين روزگار آشفته تلاشي شبانه روز براي خلق آثاري در حد استانداردهاي بين المللي است را از بين نبريد و اعلام مي دارم تمامي قطعاتي كه در اين چند وقت به عنوان كار جديد از محسن چاوشي در كوچه و بازار فروخته ميشود و دست به دست درحال پخش شدن مي باشد تمامآ قطعاتي است كه به صورت اتودي ساده و در حدود 3 الي 4 سال پيش براي كسب تجربه بدون هيچ عمقي براي آهنگ سازي در مرحله ضبط ساده اولين اتود باقي مانده بود و توسط كساني به تاراج رفته است كه تشنگي شهرت سرتاسر وجود آنان را فرا گرفته است لذا اين حركت بدور ازسلامت اخلاقي است و پايدار نخواهد ماند.من از تمامي دوستان و هواداران خواهانم تا با آگاهي كامل از دامن زدن به اين وضعيت جلوگيري كنند.اگر به عشق و خداوند ايمان داريد از تكثير و ارائه اين قطعات پرهيز كنيد چرا كه اين اتفاقات شرايط خوبي را براي من و همكارانم به همراه نخواهد داشت و تلاش دو ساله ما را براي شما دوستان هموطن و همزبان مخدوش و كدر خواهد كرد.در نهايت گذاشتن و رفتن از آن بشر و خوش نقشي در عرصه اوست كه به يادگار مي ماند.
عشق از آن شماست(محسن چاوشی)
این متنی بود که محسن چاوشی در اختیار طرفداراش قرار داده بود...داستان هم از اونجا شروع شد که یکی به اسم علی جعفری فکر میکنم ۳ تا آهنگ داد بیرون (که انصافا ۲ تاش قشنگ بود) و گفت که این آهنگ ها رو با محسن چاوشی به صورت مشترک خونده...اگر مسئولان مربوطه زودتر تکلیف آلبوم مجاز محسن رو روشن کنن و اونو به رسمیت بشناسن دیگه این مشکلات هم کمتر پیش میاد..خب گناه داره طفلک همه ی این حاشیه ها و محرومیت ها و سختی ها مال خودشه بعد معروفیتشو یکی دیگه میاد میبره
میخواستم اون ۳ تا آهنگ رو واسه دانلود بذارم بعد پشیمون شدم...ترجیح دادم آلبوم کامل و با کیفیت آهنگ های سنتوری رو بذارم...اگه تصمیم به دانلود داشتین تو همون سایت یه ذره گشت و گذار کنین اون ۳ تا آهنگم پیداشون میشه
موسیقی متن فیلم سینمایی سنتوری به صورت کامل و با کیفیت اصلی
پ.ن: این روزها چه قدر اسم محسن زیاد تو صحبت های ما به کار برده میشه....محسن چاوشی...محسن افشانی...محسن خلیلی...کته کبابی با محسن و...

۹۰ دقیقه كنار زمین، مردم و زنده شدم، ولی متاسفانه به حرف های من گوش نکردند و تیم، بعد از گل عقب رفت و به برق اجازه داد به دروازه تیم ما نزدیك شود. وقتی كه ما 10 موقعیت خود را به گل تبدیل نمی كنیم و برق یك موقعیت خود را به ثمر می رساند، معلوم است كه روند بازی به چه صورت می شود.
سرمربی تیم فوتبال پرسپولیس در پاسخ به این پرسش كه "چرا وقتی در نخستین روز كه به ایران آمدی، موی سفید نداشتی، ولی اكنون كاملاً این موها در سیمای شما دیده می شود"، گفت: نمی دانم چرا موهایم سفید می شود، ولی من 44 سال سن دارم و اگر موهایم سفید شود، به یكباره سفید می شود. با این موها خوش تیپ تر شدم . (آره عسیسم
تو این عکس پایین شکل خواستگارا شده
)

سرمربی پرسپولیس، درباره محبوبیت خود در میان مردم ایران، تصریح كرد: مردم به من لطف زیادی دارند. همه دیروز دیدند كه من در كنار زمین، جان خود را فدا كردم، ولی متاسفانه نشد كه برنده بازی باشیم. وقتی صداقت داری و به همه احترام می گذاری، همین تاثیر را هم برایت به ارمغان خواهد داشت.امسال پرسپولیس، فوتبال زیبا و جدیدی را به نمایش گذاشته است و در مقایسه با گذشته، تغییرهای زیادی در تیم شاهد بودیم. البته همیشه نتوانستیم این فوتبال را به اجرا بگذاریم، ولی برخی از اوقات صحنه هایی از آن را به نمایش گذاشتیم. اگر شش امتیاز از پرسپولیس كم نمی شد، هم اكنون قهرمان لیگ برتر بودیم و استرسی كه در اثر كم شدن این شش امتیاز به تیم آمد و انگیزه ای كه به دیگر تیم های تزریق شد، خیلی فضا را عوض می كند.شما فرض كنید هم اكنون پرسپولیس 4 امتیاز جلو است و دو بازی در خانه دارد، در این شرایط، قهرمانی دیگر تمام و قطعی شده است.
*****
افشین قطبی سرمربی تیم ملی فوتبال "بانوان"!!!
اين چيزي را كه آن بالا تيتر كردهايم، تيتر صفحه يك يكي از روزنامههاي ورزشي بود به جان شما. يك برادري در روزنامه برادري يك مطلبي نوشته كه قرار است افشين قطبي آخر فصل سرمربي تيم ملي بانوان شود و تازه خانمش هم دستيارش بشود. دليلش هم سابقه مربيگري قطبي در تيمهاي فوتبال بانوان است، اما زحمت كشيدهاند و راهحل شرعي قضيه را هم ارائه كردهاند، يعني قطبي دستورات تاكتيكي را به خانمش ميدهد و از راه دور بازيكنان را تمرين ميدهد، بعد در مسابقات هم ميرود توي ورزشگاه مينشيند، بازي شاگردان خودش را كه چه عرض كنم، خانمش را تماشا ميكند. ما هرچه بگوييم، از طنز ماجرا كم ميشود. مگه نه؟
این نقل از روزنامه ی دنیای فوتبال بود...با نهایت عشق و علاقه میگم که افشین خیلی غلط میکنه اگه بخواد دست به همچین کاری بزنه
در باب فوتبال دو خبر دیگه اینه که امروز (سه شنبه) حبیب کاشانی مورد عمل جراحی قلب قرار میگیره...سه تا از رگ های قلبش گرفته بنده خدا...شیث و نیکبخت و استیلی در گرفتگی این سه رگ نقش موثری داشتن...هر کدوم مسئولیت مسدود کردن یکی از رگ ها رو به عهده داشتن...باور کن!
فتح الله زاده هم گفته نیکبخت فصل بعد استقلالی میشه!!! اصولا آدم در رابطه با اینجور خبرها سکوت کنه سنگین تره
بعدشم اینکه میگن نیکبخت ازآمریکا و انگلیس و....پیشنهاد داره کشکی بیش نیس چون از هیچ جا نیکی پیشنهاد بازی دریافت نکرده فقط اواسط فصل از یه تیم دست دومی امارات پیشنهاد داشته که واسه حفظ کلاس نرفته...همه این شایعه ها بازارگرمیه الکیه...واسه فصل بعد هم از پرسپولیس ۳۵۰ میلیون خواسته که بعید میدونم اگه کاشانی و قطبی بخوان تو پرسپولیس موندگار بشن هیئت مدیره با همچین مبلغی و یا کلا با تمدید قراردادش موافقت کنه
آخرشم اینکه میگن تو بازی روز یکشنبه تو ورزشگاه یه کلیپی از شیث رضایی واسه همه موبایل ها بلوتوث شده که تو اون شیث وقتی داره میره سوار بنزش بشه به یه آدم فقیری که کنار ماشینش نشسته بوده یه فحش خیلی رکیک میده و میره
واقعا مایه ننگ پرسپولیس بود همچین موجودی...طفلکی افشین قطبی از دست این چی کشید اینهمه مدت
تولد ۳۰ سالگی حسین رضا زاده بود...مبارک باشه...به امید تبلیغات بیشتر و پولای قلمبه تر

جنا بوش یکی از دخترهای دو قلوی جورج بوش هم ازدواج کرد...فارغ از مسائل سیاسی...خانواده ی بوش کلا خانواده ی جالبی هستن و همسر بوش هم خانومی دوست داشتنی

اینم جنیفر لوپز بعد از زایمان...هیکلش خیلی کار داره تا بتونه به فرم قبلی برگرده...جنیفر گفته که این روزها هیچ چیزی تو دنیا به اندازه ی دو قلوهاش براش ارزشمند و دوست داشتنی نیستن...بعدشم گفته که بچه هاش زیباترین بچه های دنیا هستن!
( خب مادره دیگه...بچه هاشم ایشالا خوشگل میشن هرچند زیاد امیدی ندارم به خصوص در مورد دخترش
ولی خودش رو کماکان بی اندازه دوس دارم...با وجودیکه جذابیت های گذشته اش رو کمی از دست داده
)

اول خرداد برای احقاق حقوقتون تلاش کنین



و دلتنگی ها و تنهایی ها ادامه دارد...عادت شده انگار....!

ادامه مطلب رو از دست ندین...یه گزارش از رستوران فست فود احمد رضا عابد زاده





ما تعبیر رویایی هستیم که دیروز برای فردا دیده بود
پس سلام بر امروز
سلام بر بهار و سلام بهار
****
فاصله گرفتن از دنیای نوجونی برای من یکی خیلی سخته...شاید باورنکردنی باشه اما من هنوزم گاهی اوقات خودم رو ۱۵/ ۱۴ ساله تصور میکنم...شاید به خاطر این باشه که روزهای خوبی رو تو دوران نوجونی گذروندم که الان دیگه خبری ازشون نیس ...
این روزها برنامه ای از شبکه اول و گروه کودک و نوجوانش پخش میشه که باعث شده من در کمال حیرت! بشینم و از اول تا آخرشو ببینم
مجری های دوست داشتنی داره که این روزها هم به شدت بین نوجوان ها مطرح و محبوب شدن. تا چند وقت پیش در موردشون چیز زیادی نمیدونستم اما در طی این چند روز گذشته اتفاقاتی برای من و یکی از دوستام پیش اومد که باعث شد کلی اطلاعات ازشون به دست بیارم
محسن افشانی ۱۹ ساله اس (متولد ۱۱ فروردین ۶۸ ) نکته جالبش هم اختلاف سنیش با منه که دقیق ۲ سال و ۲ روز ازم کوچیکتره
دیپلم ریاضی داره و قراره که امسال دانشگاهو قبول شه که بعید میدونم...بچه ی تهرانپارسه (بازم یه جورایی بچه محل) یه خواهر بزرگتر از خودش داره و تقریبا نزدیک ۶ ماهه که تبدیل به مجری فیکس گروه کودک و نوجوان شبکه اول شده...عین خودمونم عشق نت داره بد رقم...پرسپولیسی هم هست
کیوان ساکت هم متولد ۲۵ شهریور۶۷ هستش...پدرش تهیه کننده برنامه های علمی شبکه چهاره کرج زندگی میکنه و ۳ تا داداش هم داره (ماشالا) کیوانم دیپلم ریاضی داره و پشت کنکوریه
اصولا باحالن...اگه دلتون واسه دیوونه بازی های دنیای نوجونیتون تنگیده پیشنهاد میکنم عصرا برنامه اشونو ببینین بد نمیگذره

خیلی اتفاقی در گشت و گذار های اینترنتی لینک دانلود کارتون های خاطر انگیز دوران خودمون رو هم پیدا کردم...میذارم اینجا تا همه چی تکمیل شه دیگه
آقای سکسکه
دریافت فایل صوتی |
حنا دختری در مزرعه دریافت فایل صوتی |
بابا لنگ دراز دریافت فایل صوتی |
پرین دریافت فایل صوتی |
میتی کمان دریافت فایل صوتی |
بچه های مدرسه والت دریافت فایل صوتی |


بهنوش بختیاری و حامد کمیلی در<دوخواهر> همبازی محمدرضا گلزار شدند.
به گزارش <بانیفیلم> این دو بازیگر چند روز قبل با دستاندركاران این پروژه قرارداد بستند تا فهرست بازیگران اصلی فیلم محمد بانكی تكمیل شود.
پیش از این بازی محمدرضا گلزار، نیكی كریمی و الناز شاكردوست در <دوخواهر> قطعی شده بود.
فیلم محمد بانكی اولین پروژه سینمایی حامد كمیلی بعد از حضور در تعداد زیادی تله فیلم و مجموعه تلویزیونی است. این بازیگر كه طی یكی، دو سال گذشته به همه پیشنهادات سینمایی جواب منفی داده بود، <دو خواهر> را به عنوان اولین تجربه سینماییاش انتخاب كرد!.
قرار است طی روزهای آینده بازیگران دیگری هم به این جمع اضافه شوند.
بانكی این روزها در اصفهان به سر میبرد تا لوكیشنهای اولین فیلم بلندش را انتخاب كند. <دوخواهر> داستان جوان كلاهبرداری است كه همزمان با دو خواهر با چهرههای مختلف ارتباط برقرار میكند. بانكی خود تهیهكنندگی فیلمش را برعهده دارد. پروانه ساخت این پروژه سال گذشته صادر شد.
فیلمبرداری این فیلم هم از امروز آغاز شد
بله...اینجاس که به قول ثمین آدم دچار پدیده ای میشه به نام "بند آمدگی زبان"! با اون صحبت هایی که من از حامد کمیلی در رابطه با ورودش به سینما شنیده بودم فکر میکردم دیگه دست کم اولین کار سینماییش با بهرام بیضایی باشه و مثلا همبازی پرویز پرستویی و رضا کیانیان! وقتی این خبر رو شنیدم واقعا جا خوردم البته ناگفته پیداست که به خاطر دوستی با گلزار این قرار داد رو امضا کرده تازه موضوع جالب تر هم اینجاس که نویسنده ی فیلنامه هم شخص رضا گلزاره! چه شود...ایشالا دیده میشی حامد جان مطمئن باش!
پخش سریال جدیدش هم که از شبکه تهران آغاز شده...قسمت اولشو دوس نداشتم یعنی بهتر بگم اصلا ترغیبم نکرد برای دیدن باقی داستان... احساس میکنم با یک داستان نخ نما شده طرفم!


۱)" در تاریکی لیگ افق قهرمانی پرسپولیس رو دیدم" افشین قطبی این جمله رو به تازگی گفته تا به همه ثابت کنه غیر از قلب شیر چیزای دیگه ای هم در طول این مدت یاد گرفته...پرسپولیس این روزها با روحیه تر و شاداب تر از همیشه تمرین میکنه...بازی برگزار میکنه و امتیاز جمع میکنه اگر خدا همینجوری به همراهیش با دل صاف و ساده ی افشین ادامه بده شک نکنین که جام امسال به پرسپولیس میرسه

اینم یه متن جالب که توش به قول خود افشین سراسر احساسات گرمه
۱- عجب هيجانى. به خواب هم نمى ديديم فرارسيدن چنين روزهايى را. باور كردنش اما دشوار نيست، خرجى هم ندارد و نيازى هم نيست به نيشگون گرفتن صورت براى آنكه باورت شود كه بيدارى و آنچه مشغول تماشايش هستى، يك رؤيا نيست. باور كن كه حقيقت دارد.
۲- ابر و باد و مه و خورشيد و فلك كه تا ديروز عليه پرسپوليس بودند، حالا مثل پسرهاى خوب در اختيار اين تيم هستند و از اركان قهرمانى قريب الوقوع اين تيم لقب گرفته اند. باورت نمى شود اما ابرهاى حاشيه و ناكامى چنان با سرعت از آسمان پرسپوليس دور شده اند و آفتاب قهرمانى چنان در پهنه آسمان مى درخشد و نغمه و نواى بلبلان نغمه خوان چنان در فضا مترنم شده كه من و تو بى اختيار از خود مى پرسيم چه شد كه همه چيز ناگهان خوب شد؟
چه رازى، چه سرى، چه جادويى، كدام دعا و كدام چشم گريان سرنوشت را به يكباره تا اين اندازه ديگرگون كرده است؟!
۳- باور كردنش سخت است و دشوار اما صحت دارد. صحت دارد و تو هم بايد باورش كنى. پرسپوليس دوباره در مسير قهرمانى قرار گرفته. حاشيه ها، نامرادى ها، ناكامى ها، همه به طرفه العينى از خاطره ها محو شده و جاى خود را داده به اميد و بخت و اقبال و شانس. سپاهان پشت سر هم بد مى آورد و صباباترى هم كارى از پيش نمى برد. برق شيراز «پاك» بازى مى كند و سايپا هم با گل به خودى بازى را واگذار مى نمايد. سخن از بازگشت ۶ امتياز است و كابوس فريادهاى ۸۰ هزار عاشق متعصب، پاى حريفان را به لرزه انداخته. انگار دستى از غيب خروارها خروار وزنه شانس به كفه ترازوى پرسپوليس ريخته. يك سؤال اما مى ماند. دليل آن افول چه بود؟ آيا قرار بود جنبه ها سنجيده شود؟ قرار بود عيار «بامعرفت ها» مشخص شود؟ قرار بود خزان و زمستان و ناكامى برود و روسياهى بماند براى حاشيه سازان؟ قرار بود به وقت قهرمانى، شادى اش براى كس ديگرى باشد و عرق شرمش روى پيشانى ديگران بماند؟! اگر اين باشد واى به حال شرمندگان!
۴- قهرمانى پرسپوليس زيبا مى شود. پرسپوليس كه قهرمان شود، مثل دوره اول ليگ برتر كه ملوان جام را از چنگ استقلال درآورد و در سينى نقره اى تقديم پرسپوليس كرد، شگفتى مى آفريند. هميشه شگفتى ها بيشتر به دل مى چسبد. وقتى انتظارش را ندارى، وقتى آماده اش نيستى، وقتى دست شسته اى از اميد و دل بسته اى به خدا، به تقدير، به سرنوشت، به آنچه برايت نوشته شده، وقتى تسليم مى شوى، وقتى روى دو زانو مى نشينى به نشانه تسليم، وقتى سر فرود مى آورى روى گردن رضا و رضايت، وقتى دست مى گذارى روى زانوى توسل، وقتى دعا مى كنى براى باران رحمت، چشم مى دوزى به آسمان خالى از ابر، چشم مى بندى به دعا و خودت را مى سپارى به لحظه، به دعا، به معجزه، اينجاست كه چه حالى مى دهد لذت لمس شدن توسط قطره باران، چه حالى مى دهد كه چشمان بسته ات را با اشك چشم ابرى باز كنى كه تا لحظه اى قبل نبود و به ثانيه اى، با محبتى، با حكمتى، از ناكجا آباد رسيد و باريد. چه حالى مى دهد كه قهرمانى را در شرايطى جشن بگيرى كه از آن دست شسته بودى. چه حالى مى دهد وصال، در حالى كه رقيب را برنده پنداشته بودى.
۲) اصولا در تمرینات پرسپولیس اتفاقات حاشیه ای به متن چربش داره! جالب ترین اتفاق در طول هفته ی گذشته هم خواستگاری کردن یه دختر خانوم از "محمد نصرتی" بود که البته با جواب رد مواجه شد!
۳) مثلث برمودای پرسپولیس در آزادی...نکته جالب: حبیب کاشانی وقتی شیث رضایی رو دید ازش دلجویی کرد (لابد بابت اخراجش معذرت خواهی هم کرده) و ازش خواسته اگر مشکل مالی و...داشت حتما بهش بگه!و شیث با این اوصاف باید اینجوری به سادگی افشین قطبی بخنده!

۴) همشهری جوان این هفته رو از دست ندید...در کنار همه ی مطالب خوندنی که همیشه داره یک مصاحبه جالب هم با حامد کمیلی دارند و البته یک عکس خارق العاده هم کنار این مصاحبه هست!...مجددا پیشنهاد میکنم از دستش ندید
۵) گاهی وقتا دیدن یه تصویر باعث میشه ساعت ها ذهن آدم مشغول بشه...عکس زیر رو ببینین فقط مواظب باشین زیادی نوستالوژیک نشین
۶) شهرام گیل آبادی مدیر رادیو جوان از سمت خودش عزل شد...تنها حامی فرزاد حسنی در رادیو! حالا کافیه حسنی در رادیو هم یک سوتی کوچیک بده تا پرونده ی اجراش در هر دو رسانه مختومه اعلام بشه...اصولا وقتی آدم قرار باشه بد بیاره همینجوری مسلسل وار میاره

۷) یک دختر خانوم ۱۹ ساله ایرانی که در آمریکا بزرگ شده چند وقت پیش مدرک دکتراشو گرفت الانم عنوان پرفسور رو اخذ کرده و قراره در دانشگاه به عنوان استاد مشغول به کار شه...حالا ما و باقی همسن و سالای این خانوم نشستیم سلام بهار رو میبینیم و در بهترین حالت یه رشته ی بی خاصیت تو دانشگاه میخونیم و دلمون خوشه مدرک گرفتیم! اساسا امکانات بد چیزی نیس!
پ.ن: اینم بگم که این دختر خانوم یه جورایی غیر عادی هم بوده چون تو ۱۰ سالگی دیپلم گرفته
۸) تو ادامه مطلب مصاحبه مفصل حامد کمیلی رو که با هفته نامه تلاش داشت گذاشتم...یک تشکر ویژه از پریا جون به خاطر متن مصاحبه


ارديبهشت من
عطر بهار نارنج نگاهت
شکوفه سيب خنده هات
غنچه بال دستهات
بهار هم کمر خم ،کرد
که گره در گره
گل روت و به ساقه قامت ات به نگاه بنشونه
ارديبهشت من
مستم
دو سال و چندي است مستم
آن قدر که يادم ميرود چه قدر بد بود
دوم ماه بهار
ارديبهشت من
سرگردانم
کوچه به کوچه
پرسه هام قدم هام پاهام نفسهام و نگاهام
عطر تورا جستجو ميکنند
آخه بهار من از ازديبهشت ديدن تو
نفس ميکشه و زنده ميشه
ببين !
سفره ام پهن است
هفت سين عشقمون به آينه طعنه زده است
درخت سيب حياط همسايه سر بلند کرده است
تا بهار ارديبهشتي من که ارديبهشت نگاه توست
در بهار ديدن چشمات تو
آغوش ارديبهشت ترين نوازش نسيم باليدنت آغاز بشه
ارديبهشت من بيا
ماهي تنگ قد علم کرده است
ببال و تحويل کن
سال عاشقي و ماه سادگي
فکر کنم تو آپ پیش بهرام رو چشم زدم! چون براش نوشتم که رفتار های متین و دور از حاشیه اش رو دوست دارم ولی درست چند روز بعد این عکس ازش منتشر شد...

البته زندگی شخصی و ایناس به ما هم دخلی نداره ولی واقعا مرسی سلیقه!
چند روز دیگه هم ( ۸ اردیبهشت) تولدشه...چون جزو هنرمندان مورد علاقه مه وظیفم میدونم تولدش رو بتبریکم...
ایشالا تو زندگی حرفه ایش مثل گذشته موفق پیش بره و تو زندگی شخصیش هم یه ذره ذوق و سلیقه به خرج بده...
اینم مال همون روز اول ساله که همراه با رضا صادقی رفته بود کهریزک


آبجی قد یه نخود چشماتو بنداز به دلم
بی تو من عینهو مثلِ یه سِجلدِ باطلم
به چراغ گـُذرِ مستای نصفه شب قسم،
که کـتک خورده ی این زمونه ی هلاهلم
بازو رو نیگا نکن ما بِه ِ تیم! آبجی خانوم
کفترام فقط به عشقِ تو می شینن روی بوم
بومتون لب به لبش با بوم ما، خودت بگو،
آخه چی می شه تو هم بیای بشینی رو به روم؟
سند منگوله داره دلمون وقفِ شما
کفترای جلدمون ارزونی ِ سقف ِ شما
ما زمین خورده ی اون چشمای عاشق کشتیم
نمی بینی ما رو اما عمریه دلخوشتیم
آبجی جون دوس ندارم که آبجی جون صدات کنم
یه اشاره کن تا حتــّا جونمو فدات کنم
آخه قربونت برم وقتی تو کوچه راه می ری،
یه کم آسّه تر برو اَمون بده نگات کنم
ما که جزغاله شدیم بس که آتیش سوزوندی تو
کفتر ِ جلدت ُ از رو پُشت ِ بوم پروندی تو
به خیالت دل ِ کفتر بازا کاروون سراس؟
نه عزیز! این جوری نیس که تو دل ما موندی تو
سندِ منگوله دار ِ دلمون وقف ِ شما
کفترای جلدمون ارزونی ِ قلب ِ شما
ما زمین خورده ی اون چشمای عاشق کشتیم
نمی بینی ما رو اما عمریه دلخوشتیم
این ترانه ی "آبجی" بود از یغما گلرویی...کلی گشتم تا تونستم پیداش کنم...خیلی نزدیک به حرفای دل خودم بود واسه ۳ تا آبجی هام (آبجی فرشته
آبجی شکیبا
آبجی طهورا
) دیگه آبجیا این ترانه ی ناقابل رو از طرف من و یغما بپذیرید

آلبوم جدید سیاوش قمیشی هم در راهه راستی...یغما بازم مثل همیشه کلی گل کاشته

کودکی هایم را کمی عقبتر از اکنون جا گذاشته ام
اکنونی که دیگر رنگ کودکی برآن نیست
روزها شادی که بی دغدغه بازی می کردیم زمان به دست فراموشی سپرده بودیم
به یاد آن روز برفی که آدم برفی ساختیم
آن روزی که همه باهم به گردش خانوادگی رفته بودیم
به یاد آن روز های سبزی که خاله بازی می کردیم
به یاد آن ساختمانهای زرد و مشکی و قرمز
به یاد آن پارکی که ما و دختر همسایه در آن بازی می کردیم
به یا آن چمنی که روبروی خانه مان بود
اما حالا
همه آن کودکان قدیم آدم بزرگی هایی شدند که:
زندگی را جور دیگری می بینند
دختر همسایه ای که ازدواج کرد و حالا در دوردست هاست
وهمه دوستان کودکیم که بعضی ازدواج کردند وبعضی ها سالهای دانشجویی
را پشت سر میگذارند یا سرگرم روزمرگی ها هستند و...هنوز مشغولند
کاش اینقدر زود بزرگ نمی شدیم
تا دلمان به حال کودکیمان بسوزد
نمیدونم شماها هم اینطوری هستین یا نه ولی اردیبهشت انگار یه بوی دیگه داره...عصرهای اردیبهشت عطر همه ی کودکی های ما رو داره انگار...همه اون شیطنت هایی که موقع برگشتن از دبستان میکردیم...شاتوت ها...با هزار بدبختی به بوته گل یاس رسیدن و گل چیدن...بستنی خوردن و...از ته دل شاد بودن!
بهشتی ترین ماه خدا همین اردیبهشتیه که الان داریم سپریش میکنیم...عاشقانه این ماه رو دوست دارم...کاش دیرتر تموم بشه

بعد از مدت ها یه آلبوم شنیدم که حسابی بهم چسبید...آلبوم عشق سرعت از گروه کیوسک...یه گروهی که در نیویورک فعاله و سبک کارش هم تلفیقی از راک و رپه...ترانه های این گروه رو به شدت پسندیدم چون دقیقا حرف دل نسل سرگردون ما بود...آهنگ هاشونو دانلود کنین به احتمال خیلی زیاد خوشتون میاد


خوشبختی یعنی یه مرد خیکی حساب بانکی،ماشین مشکی
ازدواج شکل یه زن چاقه دستپخت عالی،جهیزیه کامل
خانواده یعنی چند تا بچه ی لوس آخر هفته جاده ی چالوس
عشق یعنی دختر شریک بابا عروسی که کردی،بیا سهمتو وردار
این معنی روزمرگی گم شدیم تو پیچ و خم زندگی
موفقیت یعنی قبولی تو کنکور رفتن به کانادا با رشوه و پول
معروفیت یعنی یه عکس و امضا از مهران مدیری، رضای گلزار
اخبار یعنی نشریه زرد شادمهر فرار کرد،هدیه شوهر کرد
پول یعنی یه فلسفه ی وجودی اگر داری هستی،نداری هیچ وقت نبودی
اینه معنی روزمرگی گم شدیم تو کوره راه زندگی
تفریح یعنی سریال بی مزه فوتبال دیمی ،ساندویچ بد مزه
ای داد از روزمرگی
مشغولیت یعنی ماشین سواری شهرک به بالا جردن به پایین
گم شدیم تو پیچ و خم زندگی
شخصیت یعنی گوشی موبایلت،آدرس خونت یا مارک رو شلوارت
خوشبختی یعنی یه مرد خیکی

موزیک ویدئو آهنگ “عشق سرعت”
موزیک ویدئو آهنگ “تو کجایی”

۱)حال رضا ایرانمنش خوب نیس..چند روز پیش تو کما بوده الان بهتر شده...براش دعا کنین همینطور برای حاج حبیب کاشانی خودمون که گویا بعد از یک درگیری لفظی شدید با اعضای هیئت مدیره پرسپولیس دچار حمله ی قلبی شده
۲) مایلی کهن با خبرگزاری فارس یه مصاحبه کرده و توش شدیدا افشین قطبی رو مورد عنایت قرار داده!!!گزیده ای از صحبت های مایلی کهن در مورد قطبی:
اگر روند حضور افشين قطبي در ايران را بررسي كنيم، به خيلي چيزها ميرسيم. خود كاشاني ميگويد قطبي نه شناسنامه ايراني داشت؛ نه گذرنامه ايراني. ميتوانم ثابت كنم به اين مربي 600 هزار دلار ميدهيم و خانهاي هم در اختيارش ميگذاريم. يكي از اعضاي هيئت مديره باشگاه كه برادر چهار شهيد است، هنگام ورود قطبي به ايران، از او مثل قهرمان ملي استقبال ميكند و زماني كه اين مربي را در آغوش ميكشد، اشك شوق ميريزد. آقاي فردوسي پور هم ميگويد قطبي مدرك مهندسي خود را از كالج UCLA گرفته است؛ حالا اين چه ربطي به فوتبال دارد، نميدانم. فلان گزارشگر فوق سنگين صدا و سيما نيز مدام از خوب حرف زدن اين مربي تعريف ميكرد؛ در حاليكه اگر بنا به خوب حرف زدن است، پس بهتر است الهي قمشهاي را سرمربي تيم كنيد. قطبي خودش در يك برنامه زنده تلويزيوني گفت كه مربي تيم زنان بودم. آن موقع با يك مربي به دليل آنكه در بازيهاي آسيايي سئول در سال 1988مسابقه تيم واليبال زنان را از تلويزيون نگاه كرد، چه كارهايي نكردند كه عامل پررنگ شدن اين مسئله هم يكي از مديران عامل سابق پرسپوليس بود
********
"من كه ركوردار سابق بازي در پرسپوليس بودم با پيراهن اين تيم از بازيگري خداحافظي كردم هر وقت ميخواهم مربيگري كنم، ميگويند به خاطر احمدينژاد است؛ اما فلان شخصي را كه 30 سال است در ايران نبوده بهترين تيم را دستش ميدهندو با توجه به زد و بندهاي موجود، ميگويند حقش است و به عنوان قهرمان ملي وارد كشور مي شود. اگر مي توانست با تيم ملي يك كشور 6 گل به ايران بزند، حتما در تمام ميادين تهران مجسمهاش را هم ميساختند؛ اما ما را كه 6 گل به كره زديم، به حساب نمي اورند"
********
نوع قراردادهايي كه بين بازيكنان، مربي، سرپرست و مديران عامل ما امضا ميشود، حرفهاي نيست. چطور مربي توقع دارد بازيكن تمام وقتش را براي تيم بگذارد؛ اما خودش اينگونه رفتار نميكند؟ افشين قطبي چطور پول گرفته و حالا هم فقط ميگويد همه چيز به خاطر وطنم بوده است. به او 600 هزار دلار پول داديم و ماهي 5 هزار دلار كرايه خانه اش را ميدهيم؛ آن هم به مربي كه در كره جنوبي 100 هزار دلار هم دستمزد نگرفته است. پول دادن عيبي ندارد؛ اما بايد براي تيم وقت بگذارند. سرپست تيم كارمند فلان اداره است و فقط سر تمرين حاضر ميشود
*******
تیغ تیز این انتقادات (البته انتقاد که چه عرض کنم...عقده گشایی ها) به حسین کعبی و حبیب کاشانی و علی دایی هم اصابت کرد...البته خداوکیلی با صحبتش در مورد کعبی و دایی موافقم
*******
از يك طرف ميگويند پول نداريم، بعد 250 ميليون تومان به بازيكني ميدهند كه در شش هفته يك دقيقه هم بازي نكرده است. كار فرهنگي هم مشخص است. بازيكن آنقدر زير ابرويش را نازك كرده كه من خجالت ميكشم. متاسفانه در غوغا سالاري ها خيلي چيزها گم ميشود.
********
محمدحسن انصاري فرد هرچه باشد ورزشي است؛ اما حبيب كاشاني از زماني كه مديرعامل شده، ميگويد چهار ماه و سه روز و 24 دقيقه و 30 ثانيه است كه مديرعامل شدهام و هيچ حقوقي نگرفتهام. آقاي كاشاني عزيز، ميتوانم بپرسم از حضور در پست مديرعاملي چقدر اعتبار كسب كردهاي؟ برخي حاضر هستند ميلياردها از جيب بدهند و فقط مديرعامل اين باشگاه شوند؛ آن هم نه آنكه اختيار تام داشته باشند بلكه با وظايف محدود تعريف شده. مديرعاملي كه به دنبال حقوق باشد، وضع باشگاهش بهتر از اين نميشود.
*********
همان زمان دايي در برنامه 90 در مورد 5 نامزد سرمربيگري تيم ملي گفت كه هر كس لابي و رابطه قدرتمندي داشته باشد، سرمربي ميشود. بعد مشخص شد لابي او از همه قدرتمندتر بود. ايشان گفتند با خدا لابي كرده؛ اما نميدانستم خداوند هم اختصاصي شده است.
متن کامل مصاحبه مایلی کهن با خبرگزاری فارس
افشین قطبی هم در پاسخ به این صحبت ها یک کلمه گفته من اصلا مایلی کهن رو نمیشناسم و خودشو راحت کرده
جیگر افشینو که اینقدر با شخصیته

مرسی آمادگی بدنی
۳) این چند وقته تمام طرفدارای پرسپولیس تلاش کردن تا با فرستادن درخواست بخشش ۶ امتیاز شاید اوضاع نا به سامان باشگاه رو بهتر کنند ولی امروز سخنگوی فیفا به طور خیلی جدی تاکید کرد که هیچ راهی برای بازگشت اون ۶ امیتاز وجود نداره...دیگه زور نزنین
۴) این رضا زاده ی بخت برگشته تو یه تیزر تبلیغاتی بازی کرد کل شهر رو ریخت به هم
تازه ترین شایعه شنیده شده اینه که رضا زاده در قبال بازی در این آگهی یک ویلای ساحلی در دوبی گرفته...خدا شانس بده والا..
۵) برنامه ی جدید رضا رشید پور به نام مثلث شیشه ای از نیمه ی اردیبهشت از شبکه تهران پخش میشه...برنامه ای که به گفته ی خود رشید پور با فرم و محتوای شب شیشه ای ساخته شده و قراره در اولین روزهای پخشش هم مهران مدیری مهمونش باشه...حالا یکی به ما جواب بده گناه ماها که تهران تشریف نداریم چیه؟ خدایی این رفتار صدا و سیما آدم رو یاد رفتار نژاد پرستانه ی آلمانی ها میندازه! منتها به جای نژاد پرستی تهران پرستی میکنن!.البته ما که رومون کم نمیشه از تو همین اینترنت آقای رشید پور و مهموناشونو دید میزنیم...تازه یه خبرهایی هم شنیده میشه مبنی بر حضور فرزاد حسنی تو برنامه های صبح گاهی شبکه ۵..

۶ ) تو ادامه مطلب هم یه سری عکس طنز گذاشتم که زندگی ما رو در سال ۳۰۰۰ نشون میده...کاش عمر ما به اون موقع قد میداد خیلی دنیای باحالی قراره بشه گویا
دیگه عرضی نیس فعلا...برین به سلامت
