
«حقیقتی را بگویم... با اینکه خودم استقلال را دوست دارم و همیشه طرفدارش بودم اما از ته قلب می خواهم که در این فصل پرسپولیس قهرمان شود و قطبی در کارش موفق باشد»

این نه جملات یک هوادار آبی و نه از پیشکسوتان استقلال است، این جملات از زبان مردی گفته می شود که زمانی بعنوان یکی از دستیاران ناصر حجازی در تیم مشغول بکار شد و بخاطر توهمات سرمربی فعلی آبی پوشان و حس بدبینی همیشگی وی از باشگاه اخراج گردید. «وقتی می بینم افشین قطبی اینگونه از دستیارانش حمایت می کند واقعاً کیف می کنم، ما در فوتبالمان چنین مربی ای نداشتیم، همه می خواهند موفقیت ها را با نام خود تمام کنند، همه می خواهند بگویند که من همه کاره بودم در حالیکه می شنویم قطبی می گوید که بخاطر استیلی آمده ام و همه جا از مهره گیری و فعالیت های کمک مربیش به نیکی یاد می کند» پیروز جغتاپور برای قدیمی های فوتبال و آنانکه روزهایشان را با لیگ مناطق می گذراندند چهره گمنامی نیست، دروازه بان کشیده منتخب مازندران که حتی تا تیم ملی هم بالا آمد و شایستگی هایش را نشان داد، او در همین فصل گذشته یکی از دستیاران حجازی بشمار می رفته که در اواسط فصل از نساجی اخراج شده است، وقتی در مورد آن روزها و رفتار ناصر حجازی می پرسم لبخند تلخی تحویلم می دهد و می گوید: «می دانی چیست؟ ما مربی های ایرانی بلد نیستیم حرف بزنیم، به قطبی نگاه کنید چقدر با اعتماد بنفس حرف می زند و از قهرمانی تیمش می گوید و نقش کمک هایش را چه جالب پررنگ می کند.






او از UCLA (دانشگاه کالیفرنیا در لسآنجلس) درجه مهندسی برق گرفته و دارای گواهینامه A مربیگری حرفهای فوتبال است.
سابقه ورزشی او با عضویت در تیم فوتبال مردان دانشگاه UCLA در سال 1981 آغاز میشود که چهار سال ادامه یافت. او از سال 1984 تا 1988 به عنوان سرمربی تیم فوتبال زنان همین دانشگاه کار کرد.
قطبی از سال 1998 به مدت سه سال مدیر فنی و سر مربی مدرسه جهانی فوتبال آمريكا بود و پس از آن عضو هیات فنی و گزینشگر ارشد بازیکنان تیم ملی آمریکا و تیم جام جهانی آمریکا در سال 1998 شد.
او به عنوان تحلیلگر فنی دستیار گوس هیدینک مربی هلندی تیم ملی کره جنوبی در جام جهانی 2002 بود که کره در آن به مقام چهارم رسید.
پس از این مسابقات او در سالهای 2002 تا 2004 به عنوان دستیار مربی تیم "سامسونگ بلووینگز" قهرمان لیگ کره کار کرد. قطبی سال بعد به عنوان دستیار مربی به تیم لوسآنجلس گالاکسی در آمریکا پیوست.
در سال 2005 به کره جنوبی بازگشت و دوباره به عنوان تحلیلگر فنی دستیار ریچارد ادووکات مربی هلندی جدید تیم کره جنوبی شد.او از سال 2007 سرمربیگری تیم فوتبال پرسپولیس ایران را آغاز کرده است.
او همچنین به عنوان مشاور فنی تیمهایي مانند آژاکس آمستردام، گالاکسی لسآنجلس، اومیا آریجای ژاپن، KFA کره و انجمن فوتبال چین کار کرده است.
قطبی به عنوان مربی با تفکر هجومی شهرت دارد.
(میگم بچه چه قدر غریبی کشیده تو طول عمرش...خداکنه دیگه از ایران نره
)


سیما جون باور کن من درخواست قبلی ت رو ندیده بودم...شرمنده عزیزم
اینم لینک دانلود آهنگ اضطراب از محمد علیزاده
سایت که باز شد قسمت پایینش که نوشته Download file رو اون کلیک کنین دانلود میشه
فکر کنم رو همین عبارت اینجام کلیک کنی بشه..حالا امتحان کن جفتشو

پيداست هنوز شقايق نشدي
زنداني زندان دقايق نشدي
وقتي که مرا از دل خود مي راني
يعني که تو هيچ وقت عاشق نشدي
زرد است که لبريز حقايق شده است
تلخ است که با درد موافق شده است
شاعر نشدي وگر نه مي فهميدي
پاييز بهاريست که عاشق شده است


خدایا من هر وقت که گفتم الان دیگه واسه نماز و راز و نیاز آماده م چرت و بی حالی رو بر من مسلط کردی وقتی به نماز ایستادم حالت مناجات رو از من گرفتی چی شده که هر وقت به خودم گفتم حالم خوب شده و دیگه نوبت منه تا توبه م قبول شه و بیام قاطی آدم خوبا یه هو واسم گرفتاری پیش اومده و بین من و اونا فاصله افتاده!
خدایا شاید منو از خودت رانده ای...شاید دیده ای حقت را به جا نمی آورم شاید دیده ای از تو روی برگردانده ام شاید دیده ای دروغ میگویم شاید دیده ای سپاسگذار نعمت های تو نیستم شاید مرا در بین غافلان نه عالمان دیده ای شاید مرا در جمع های بیهوده دیده ای شاید دوست نداشتی دعاهایم را بشنوی شاید به خاطر گناهانم مجازاتم کرده ای پس خدایا جا دارد از من بگذری که فضل تو وسیع تر از جرم من است.
این متنه نوشته ی احسان ناظم بکایی بود که تو شماره پیش همشهری جوان چاپ شده بود و بدجور به دل من نشست...واقعا احساس میکنم علت این تنبلی ها و فرار های گاه و بیگاه من از زیر بار تکالیف الهی همینه که خدا دوستم نداره...براش مهم نیستم...دلم نمیخواد اینجوری باشه دوس دارم شرایط رو عوض کنم ولی چه جوری آخه؟

منم دیگه کم کم دارم خاله میشم
جای تبسم خالی که بیاد بهم تبریک بگه...جنیفر لوپز هم بالاخره حامله شد و تا چند وقت دیگه نی نی ش دنیا میاد
آبجی جونم مبارکت باشه (ایشالا پسر باشه که روی بریتنی کم شه
)
اینم عکسای آخرین کنسرت جنی که حاملگیش کاملا تابلوئه..حالا جالب اینه که حدود یه هفته بعد از کنسرت خبر رسمی ش رو منتشر کرده (تو این ویدئو جدیده هم دیدم چاق شده هاا نگو خبرایی بوده
)


اینم با شوهرش مارک انتونی


۱۴ ساله که بودم بعد از اون بحران روحی وحشتناک که هنوزم وقتی بهش فکر میکنم تعجب میکنم که چطور ازش سالم و زنده در اومدم بیرون تنها چیزی که خیلی آرومم میکرد این شعر بی نام و نشون بود که کلمه به کلمه ش حرف دل تنهای من بود...حالا هم هست!





)

زندگی یعنی امیدو تو به من نشون دادی
میرسه صبح سپیدو تو به من نشون دادی
تو به من نشون دادی چه طور سر پا بمونم
یا اگه خوردم زمین پاشم چه آسون میتونم
تو به من نشون دادی چه جوری از عشق بخونم
احتمالا میدونستی راهشو نمیدونم
تو به من نشون دادی دوستت دارم چه رنگیه
جمله ی عاشقتم چه جمله ی قشنگیه
تو به من نشون دادی عهد همیشگی چیه
عاشق بی قید و شرط قهرمان اصلی کیه
زندگی یعنی امیدو تو به من نشون دادی
میرسه صبح سپیدو تو من به نشون دادی
دست به دست از ابتدا
پا به پا تو جاده ها
معنی واژه ما
با تو ام تا انتها رو
تو به من نشون دادی!




مامان گلم تولدت مبارک
ایشالا ۱۲۰ سال زنده و سلامت باشی و سایه ت همیشه بالا سرم باشه که بدون تو هیچم

اگه نظر خواستی بدی برو قسمت نظرات پست قبل


پاییز را دوست دارم...
بخاطر غریب و بی صدا آمدنش
بخاطر رنگ زرد زیبا و دیوانه کننده اش
بخاطر خش خش گوش نواز برگ هایش
بخاطر صدای نم نم باران های عاشقانه اش
بخاطر رفتن و رفتن... و خیس شدن زیر باران های پاییزی
بخاطر بوی مست کننده خاک باران خورده کوچه ها
بخاطر غروب های نارنجی و دلگیرش
بخاطر شب های سرد و طولانی اش
بخاطر تنهایی و دلتنگی های پاییزی ام
بخاطر پیاده روی های شبانه ام
بخاطر بغض های سنگین انتظار
بخاطر اشک های بی صدایم
بخاطر سالها خاطرات پاییزی ام
بخاطر معصومیت کودکی ام
بخاطر نشاط نوجوانی ام
بخاطر تنهایی جوانی ام
بخاطر اولین نفس هایم
بخاطر اولین گریه هایم
بخاطر اولین خنده هایم
بخاطر دوباره متولد شدن
بخاطر رسیدن به نقطه شروع سفر
بخاطر یک سال دورتر شدن از آغاز راه
بخاطر یک سال نزدیک تر شدن به پایان راه
بخاطر غریبانه و بی صدا رفتنش
پاییز را دوست دارم، بخاطر خود پاییز
و من عاشقانه پاییز را دوست دارم...

زندگی آهنگی از عشق وغم است
دردسرهایش برای آدم است
زندگی آهنگی ازدلواپسی
اولش رنج است آخر بی کسی


ماشالا از بس در جریان همه چیز هستم عکس پسر دوم بریتنی رو تازه امروز بعد از یک سال تقریبا دیدم
جا داره رسما از همینجا به خودم تبریک بگم بابت اینهمه آپ تو دیت بودن

البته الان هر کاری کردم عکس دومیه آپلود نشد مجبور شدم همین شان پرستون رو بذارم
یادش به خیر تین ایجر که بودم بریتنی کاملا واسه من حکم الگو رو داشت رفتارش لباساش نوع آرایشش حتی رقصیدنش هم واسه من شده بود الگو...البته خوشبختانه اون موقع اینقدر لش نشده بود یه دختر سر به راه و مامانی بود که آهنگای خوشگل میخوند و ویدئو های ناناز میساخت
ولی الان هیچ رقمه دوستش ندارم...سعی میکنم اصلا به این بریت جدید توجه نکنم آلبوم جدیدش رو هم سر سری گوش کردم زیاد به دلم نچسبید


ولی آلبوم جنیفر مث همیشه حسابش جداس...آهنگای خوشگل زیاد داشت ولی بیشتر از همه با همین آهنگی که ویدئو کرده حال میکنم Do It Well

نمیدونم چرا اینقدر جنیفر رو دوس دارم...از همه خواننده های خارجی بیشتر باهاش احساس نزدیکی دارم شاید به خاطرات خوبی که از آهنگاش دارم هم مربوط باشه ولی به هرحال جنی محبوب ترین خواننده خارجی منه

۱) ماه رمضون هم داره تموم میشه...امسال یه خط در میون روزه گرفتم و نماز خوندم ولی باز همینشم خوبه
سال به سال دارم اعتقاداتمو قوی تر میکنم چون واقعا یه جورایی بعضی وقتا ایمان پیدا میکنم که کلید درای بسته دست اون بالا بالایی هاس
۲)یه خاطره ی خیلی جالب و خنده دار دارم که نمیتونم بنویسم الان به دلایل کاملا امنیتی که برای طرف مقابلم مهمه
ولی خیلی دوس دارم یه روزی تعریفش کنم چون واقعا باحال بود
۳) درخشش علی نصیریان تو میوه ممنوعه واقعا منو به تحیر واداشته
بازی امشبش واقعا اوج هنرش بود ترکیبی از عشق و درموندگی و عذاب وجدان رو میشد تو چهره ش دید...واقعا این نقش و این بازی کاملا داره شونه میزنه به شونه نقش و بازی پرویز پرستوئی در زیر تیغ
۴) اغما هم باحال شده همش منتظرم حامد با یه تیپ و قیافه جدید بیاد تو قصه
این تیپ جاهلیه زیاد بهش نمیاد از همه بهتر همون نقش الیاس بهش میخوره فرزادم بدک نیس فقط اگه این جمله "رزگل من" رو از دیالوگاش حذف کنه بهتر میشه
بازی امین تارخ هم خیلی استثنایی شده
۵) یه وجب خاک و شکرانه رو هم نمیبینم طبیعتا نظری هم ندارم
۶) وقتی قرار بود شب شیشه ای قسمت آخرش پخش شه ما صبحش بلیت داشتیم برای اومدن واسه همین نتونستم مصاحبه رضا گلزار رو ببینم...۲۰ روزی میشد که سرگردون بودم واسه دانلود این مصاحبه و بالاخره چند روز پیش ردیف شد کار...من واقعا واسم جای سواله که چرا این بشر اینقدر گل کرده و بین مردم محبوب شده؟
به قول امین تارخ فقط ممکنه خوش قلبیش به کار اومده باشه و تونسته باشه دل های مردم رو تسخیر کنه تا پولساز ترین بازیگر لقب بگیره وگرنه دیگه هیچ پوئن مثبتی نداره
از بازی و بازیگری استادانه اش! که بگذریم این آقا حتی تو حرف زدن طبیعی خودشم مونده...تازه از همه این بیچاره هایی که تو شب شیشه ای هم اومدن مصاحبه بیشتر فرصت فکر کردن و پرداختن به صحبتاش داشت ولی ماشالا دریغ از ذره ای زحمت
کاشکی گلزار به اینم فکر کنه که این تیپ و قیافه نهایتا تا ۱۰ سال دیگه براش کار میکنه و مطمئنا به فراموشی سپرده میشه ۲۰ سال بعد هم وقتی بچه های ما از ما بپرسن محمد رضا گلزار کی بود ما مجبوریم بگیم یه پسری که خیلی احساس خوش تیپی و خوشگلی میکرد و یه دهه سینمای ما رو علاف خودش کرد! از شاهکار های بازیگریش هم حتما فقط"آتش بس" رو میتونیم نام ببریم
خودش برام محترمه...ایمان دارم حتما یه چیزی بوده که تا اینجا رسیده ولی کاشکی کاشکی کاشکی یه ذره به خودش (نه به مردم) احترام بذاره و سعی کنه بازیشو قوی کنه همینطور فن بیانش رو
۷)وقتی جریان جدایی کامران و شقایق رو شنیدم واسه یه لحظه از جنسیت خودم بدم اومد...از اینکه میبینم دخترایی هستن که از احساسات پاک یه پسر تا این حد سو استفاده میکنن واقعا دیوونه میشم...ای کاش دستم به اون لجن کثیفی که اسمش شقایقه میرسید تا میتونستم بهش بفهمونم چه قدر ذلیل و خار و حقیره. ولی حیف که دستم بهش نمیرسه اما قسم میخورم تا آخرین روز عمرم موقع دعا کردن هام از خدا بخوام که خودش پاسخ این بی شرمی آشغال رو بده...یقین دارم که خدا خواسته منو بی جواب نمیذاره
۸)میگن این دنیا دیگه مثل قدیما نمیشه...دل این آدما زشته دیگه زیبا نمیشه!!!


من با یاد تو زندگی می کنم
اگر بخواهم با دلم زندگی کنم ، زندگی سخت است . دلم تو را فریاد می زند ، چشمم
در فراغت می گرید ...
هرگز لیاقت تو را ندارم ، این جمله کمی مرا آرام می کند و شاید واقعیت زندگی من
باشد . زمانی را بیاد می آورم که در دعاهایم درباره خوشبختی و سعادت تو با خدا سخن
میگویم
به دل می گویم آرام بگیر و زیاده خواه نباش . به چشم می گویم برای دوری از او گریه
نکن ! باران اشکهایم هنگامی است که من سر به سجده دارم و برای خوشبختی
او دعا می کنم . آنقدر چشمهایم میبارد تا سجاده ام خیس خیس باشد ...
یاد و خاطره ی تو در نهانخانه وجودم جاریست . تجسم تصویر تو زیباترین تصویری است
که روز و شب آن رامی بینم و...

بعد از جر و بحث با مامان...بعد از خوردن یه قرص آرامبخش...بعد از گوش کردن به آهنگ"شب شهریوری" که خیلی حرف دلم بود...بعد از یه دوش آب سرد...نمیدونم چرا ولی آخرین چیزی که تونست راس راسی آرومم کنه یاد اون بود!
فکرکردن بهش درست مث یه تانکر آب سرد بود رو جنگل آتیش گرفته روح و ذهنم!

شب شهریوری
دلخوش کدوم شب شهریوری
وقتی پاییز توی راه خوب من
دیگه هیچ مسافری تو جاده نیست
آخه شهر خیلی سیاهه خوب من
دلخوش لبخند آسمون نباش
همه ی شبای ما بارونین
همه ی ستاره های عشقمون
پشت ابرای سیاه زندونین
دلخوش کدوم هوای تازه ایی
وقتی که دیگه نفس تو سینه نیست
دیگه تو چشم خودت نگاه نکن
وقتی هیچ تصویری تو آینه نیست
همه ی دلخوشی ها زودگذرن
همه ی غصه های ما موندنی
عمر شادی های ما رفته به باد
همه ی ثانیه ها سوزوندنی
بگو تو فکر کدوم خاطره ایی
که هنوز به خاطرش دلت خوشه
حالا که فصل جدایی اومده
داره آینده ی ما رو میکشه
دلخوش کدوم شب شهریوری
وقتی پاییز توی راهه خوب من
دیگه هیچ مسافری تو جاده نیست
آخه شب خیلی سیاهه خوب من!
خواننده: کیان پاشا - آلبوم شب شهریوری






همین دیروز داشتیم با هدیه حرف شهرام رو میزدیمااا امروز این خبر منتشر شد
شهرام جزایری در نامه ای به قوه قضاییه تهدید به خودکشی کرده است.
به گزارش عصرایران (asriran.com)، به نقل از منابع آگاه در قوه قضاییه، شهرام جزایری در این نامه تهدید کرده چنانچه شرایط برای او مساعد نشود و آزاد نگردد دست به خودکشی خواهد زد.
جزایری که پیش از این از امکانات قابل توجهی در محیط زندان برخوردار بود، پس از دستگیری مجدد از بسیاری از این امتیازات محروم شده است.
البته معلومه که این کارو نمیکنه و فقط در حد تهدید باقی می مونه ولی خب همینشم بده دیگه...طفلکی خیلی گناه داره
الان جای فهیمه خیلی خالیه که بشینیم سه ساعت در موردش ور بزنیم باهمدیگه

مهسا داره میاد اینجا...میدونم براش خیلی سخته که بعد از ۶ سال دوری از فضای ایران دوباره برگرده قطعا یه مقدار طول میکشه تا بتونه با شرایط جدید خو بگیره ولی من تمام تلاشم رو میکنم که این شرایط سخت رو براش راحت کنم امیدوارم بتونم موفق بشم نکته جالبش اینه که الان نصف طرفداری کامران و هومن آرزو میکردن که کاشکی جای من بودن و مهسا با اونهمه داشته های ارزشمند در کنارشون بود ولی متاسفانه یا خوشبختانه من به تنها چیزی که فکر نمیکنم همینه...برای من حضور خود مهسا که از نظر شخصیتی خیلی قبولش دارم اهمیت داره و بس!


خدایی از این دختر کش تر دیگه ممکن نبود



ساعت ۲ و نیم نصفه شبه منم خوابم نمیاد نشستم پشت این رفیق تنهایم چیپس فلفلی با ماست هم میخورم جاتون خالی
الانم درست حسابی نمیدونم چی میخوام بنویسم یعنی درست ترش اینه که بلد نیستم احساسمو تو قالب کلمات شکل بدم. نمیدونم چرا وقتی قراره آدم شوخ و شنگی باشم و با دوستام بگم و بخندم همه نوشته ها و ابراز احساسات درست و حساب شده پیش میره اما وقتی مث الان میخوام واقعا از ته ته دلم بنویسم فس مخم در میره
حالم گرفته! یه جورایی همه چیز کلیشه ای شده. بعد بوقی دوباره بلند شدم اومدم نت به هوای اینکه اینجا هر روز در حال تغییر و تحوله و دلم نمیگیره اما نمیدونم چی شده که اینجام افتاده به ریپ زدن
حالا یه جورایی شماره وار! احساسات مختلفمو تو این چند روزه میگم
۱- سارا اینا (همسایه طبقه پایینی مون - یه دختر ۲۴ ساله که تازه لیسانس گرفته) اول ماه رمضون نشده اثاث کشی کردن و از مجتمع ما رفتن قرار شد چند روز بعدش که جا به جا شدن تماس بگیرن و آدرس دقیق و شماره تل و... رو بدن ولی تا الان هیچ خبری ازشون نشده! دلم هزار و یک راه رفته
۲- غزاله و نامزدش قرار بود عید غدیر عروسی کنن اما یه اختلاف لفظی بین غزاله و مامان امیر (نامزدش) گند زد به پیکره ی تمام اون روزای عاشقونه! از هم جدا شدن به همین راحتی
الانم غزاله چپ و راست فحش میده به جنس مذکر و من نمیدونم چه عکس العملی باید نشون بدم!
۳- نمیدونم چرا امسال احسان علیخانی رو دوست ندارم
پارسال همین موقع ها جونم در میرفت واسش اما امسال واقعا نحوه اجراش رو اعصابه یکی نیس بهش بگه پسرم یه حرف هایی بزن که به شکلت بیاد! اینقدم موقع حرف های مذهبی و...عور و ادا نیا که تابلو بشه داری بازی میکنی
ماه عسلش بدک نیس ولی اجراشو دوس ندارم! برنامه امشبش با کامران نجف زاده خوب بود اونم میذارم به حساب متفاوت بودن نجف زاده
۴-خدا پدر این علی نصیریان رو بیامرزه که یه جوری تو میوه ممنوعه بازی کرده که آخر شبی اساسی حال آدمو میاره سر جاش
میوه ممنوعه سریال محبوب من تو این ماهه (با وجود تنفر وافری که نسبت به هانیه توسلی دارم ولی مجموعه کار خوبه
) بعدشم اغما رو میبینم...از داستان اغما خوشم نمیاد همینجوریش که روانپریش هستم اینم میبینم بدتر اوهامی میشم ولی تو رو درواسی حامد کمیلی و امین تارخ موندم دیگه میبینم
ولی کاش سیروس مقدم بفهمه که یه ذره به شعور مخاطبش احترام بذاره بد نمیشه این کارش هم مثل نرگس پر سوتی های جور واجوره اینقدم این شیطان بودن الیاس رو تابلو کرده که همه خلق خدا از قسمت ۶ به بعد فهمیدن این خبیثه و... (میگم حامد کمیلی عجیب خوشتیپه ها...خوش به حال دوست دخترش
)
۵- ۳۶۲ نفر ادد لیست تو مسنجرم دارم! واسه همین هیچ رقمه جرات ندارم آی دی مو آنلاین کنم
این روزا بیشتر مواقع تو مسنجر هستم ولی اینویز...دوست داشتین پی ام بدین تو مودش باشم میچتیم با هم یه ذره از غم و غصه های این دنیا فارغ میشیم
۶-فیلم خون بازی رو تازه دیدم
بدین وسیله از بازی بی نظیر باران جون تشکر میکنم و میگم آبجی همه جایزه ها گوارای وجودت الحق که چشمگیر بود بازیت
۷- بالاخره سایت ساتیار امامی رو پیدا کردم...عکاسیه که من عاشق دیدش موقع عکس گرفتنم
۸-عید فطر دربیه...تا چند وقت پیش فکر میکردم خیلی استقلالی هستم اما از وقتی افشین قطبی اومده پرسپولیس ۴ چشمی میشینم بازی های پ رو نگاه میکنم
ولی خب سر دربی دوست دارم استقلال ببره برای دور شدن از این شرایط سخت واقعا خوبه...اگرم نشد مساوی کنن دیگه...اگه استقلال ببازه دلم میگیره
۹-این چند روزه هیچی به اندازه دوباره جمع شدن من و ۳ تا از دوستای خیلی قدیمی م دور همدیگه برام خوشایند و لذت بخش نبود
حیف که یاسی وسطش ضد حال زد وگرنه خیلی بیشتر از اینا میتونستیم خوش بگذرونیم ولی همنقدشم خوبه چیزی که مهمه اینه که بالاخره دوباره یه جا اسکان یافتیم
۱۰-هیچوقت چشم دیدن رضا گلزار رو نداشتم اما واسه این عکسش میمیرم

یلدا دستت درد نکنه الحق که خوب لحظه ها رو شکار میکنی
۱۱-این آلبوم جدید سپیده هم خیلی مسخره س فقط یه آهنگ خوب داره که اونم اسمش "واسه چی" هستش...نمیدونم چرا وقتی یه تیمی خوب جواب میده همه اصرار دارن همون کارا رو هی تکرار کنن تیم رامین زمانی و مریم حیدر زاده و کامران و هومن جواب داد حالا هر خواننده ایی رو میبنی دنبال مریمه که ازش شعر بگیره و رامین که براش بسازه و تنظیم کنه
بابا نو آوری هم خوب چیزیه آخه
۱۲- دلم واسه فهیمه خیلی تنگ شده...این خیلی اصلا نمیتونه مفهوم کامل دلتنگی منو برسونه آخرین بار بعد از اون توفان های عجیب و غریب بندر باهاش حرف زدم البته میدونم درگیر درس و دانشگاهه اما کاش زودتر بیاد نت

مهتاب با شب راه نیومد
خزون که کوتاه نیومد
چشمات که بارونی شدن
ابرا که زندونی شدن
اون که غم بغضمو دید
ا.نکه به دادم نرسید
رفتو تو خواب قصه مرد
حرمت فریادمو برد
پرده اخر تگرگ کوچ تو بودو بغض برگ
قصه عشقی که هنوز
دلگیره وترانه سوز
رو اسمونا بنویس نای پریدن دیگه نیست
تو چشمای قاصدکا شوق رسیدن دیگه نیست
تو ای همیشه همسفر دوباره بچگی نکن
با این شکسته بالو پر دیگه غریبگی نکن
هنوز هراس کوچه ها تو رو به یادم میارن
ستاره های شب زده بغض چشاتو کم دارن
نذار گلای باغچه مون محکوم این خزون بشن
کبوترای نیمه جون مصلوب اسمون بشن
حادثه هق هق من حیفه که ناتموم بشه
طلوع بی وقفه تو به دست من حروم بشه
خورشید دشنه خوردمو تو سایه ها امون بده
تو بهت این ثانیه ها عشقو به من نشون بده
حامی رو دوست دارم...صداش "اصالت" داره






مهر مبارک!






)